بشر و محیط زیست
دبير انجمن حمايت از طبيعت کشور: شکار بي رويه پرندگان مهاجر تالاب ميانگران ايذه دبير انجمن زيست محيطي حمايت از طبيعت ايران گفت: با وجود اين که شکار پرندگان مهاجر در عرصه تالابهاي ملي و بينالمللي ممنوع است، پرندگان مهاجر تالاب ميانگران ايذه به صورت بيرويه شکار ميشوند. مسلم مومنياصل در گفتوگو با (ايسنا)، اظهار کرد: هم اکنون فصل مهاجرت پرندگان به تالابها و آبگيرهاي خوزستان است و در چنين شرايطي برخي افراد سودجو به شکار غيرمجاز پرنده در اطراف تالابها و آبگيرها اقدام ميکنند. وي افزود: طبق قانون، شکار پرنده در عرصه تالابهاي ملي و بينالمللي ممنوع بوده و جرم محسوب ميشود، ولي در بازديدي که چند روز پيش از تالاب ميانگران ايذه داشتيم شاهد شکار بيرويه و کنترل نشده پرندگان مهاجر توسط افراد سودجو بوديم. مومنياصل تصريح کرد: علت شکار بيرويه پرندگان مهاجر تالاب ميانگران، نبود نظارت و کنترل محيطبانهاي محل است. وي خاطرنشان کرد: هرچند تالاب ميانگران داراي محيطبان است ولي محيطبانها هيچ وقت در محل حضور ندارند و تنها ممکن است ماهي يک بار به تالاب سرکشي کنند. دبير انجمن زيست محيطي حمايت از طبيعت ايران بيان کرد: بسياري از پرندگان مهاجري که به تالاب ميانگران ايذه وارد ميشوند، از گونههاي در معرض خطر انقراض هستند و در ليست قرمز اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي قرار دارند. وي تاکيد کرد: در صورتي که محيط بانهاي تالاب ميانگران بر شکارچيان غيرمجاز نظارت روزانه نداشته باشند، پرندگان در معرض خطر انقراض آسيب خواهند ديد. رئيس سازمان محيط زيست کشور بر عدم عبور خط لوله گاز از جنگلهاي دنا تاکيد کرد و گفت: اين سازمان براي گذر خط لوله گاز از مسير قبلي در جنگلهاي حفاظت شده دنا اصرار دارد. محمد جواد محمدي زاده در گفتگو با مهر با تاکيد بر اينکه سازمان محيط زيست بسيار به موضع جنگلهاي حفاظت شده دنا حساس است گفت: مطمئن باشيد تا مجوز از طرف ما صادر نشود کار متوقف شده و خط لوله گاز از جنگلهاي دنا عبور نخواهد کرد. معاون رئيس جمهوري همچنين در پاسخ به شنيده هايي که از اصرار پيمانکاران خط لوله گاز براي ناديده گرفتن فشارهاي رسانه اي و اقدامات بازدارنده سازمان محيط زيست براي گذر خط لوله گاز از مسير جديد در دل جنگلهاي حفاظت شده دنا حکايت مي کند تاکيد کرد: اين مسائل بيشتر شايعه است چرا که عالي ترين مقامات قضايي مثل داستان استان و حتي دادستان کل کشور خواستار عدم ادامه فعاليت شرکت گاز و پيمانکاران آن هستند. کار متوقف است و ما شديدا اصرار داريم اين خط لوله در کنار خط لوله قبلي و از مسير تخريبي سابق بگذرد و تحت هيچ شرايطي حاضر نيستيم اين خط لوله بقيه جنگلهاي دنا را تخريب کند محمد جواد محمدي زاده رئيس سازمان محيط زيست همچنين تاکيد کرد: کار متوقف است و ما شديداً اصرار داريم اين خط لوله در کنار خط لوله قبلي و از مسير تخريبي سابق بگذرد و تحت هيچ شرايطي حاضر نيستيم اين خط لوله بقيه جنگلهاي دنا را تخريب کند. ارزيابي محيط زيستي کانون غيردولتي سبز فارس از ميزان تخريب بلوط زار دنا نشان مي دهد که ميزان اين تخريب با احتساب درختچه هاي از بين رفته بيش از 25 هزار اصله درخت بوده است. مسئولان قضايي استان اما از شمارش تک تک درختان قطع شده در منطقه "سينه نمک" دنا خبر مي دهند و تعداد درختان قطع شده را کمتر از 3 هزار و 500 اصله مي دانند. اما رئيس هيئت مديره موسسه غيردولتي کانون سبز فارس با ارائه مستنداتي تعداد درختان کهنسال قطع شده در منطقه حفاظت شده دنا را بيش از 12 هزار اصله و با اضافه کردن درختچه ها 25 هزار اصله عنوان کرد. در اين باره بهمن ايزدي کارشناس و فعال محيط زيست در گفتگو با خبرنگار مهر ميزان درختان قطع شده در منطقه سينه نمک را 25 هکتار عنوان کرد که در مسيري 7 کيلومتري قطع شده اند. اواخر هفته گذشته توکاي گلو سياه که يک پرنده مهاجر است واز کشورهاي شمال شرق و آسياي ميانه مهاجرت مي کند، به تهران آمد. به گزارش خبرگزاري محيط زيست ايران، مهندس پرويز بختياري در اين خصوص گفت: به محض سرد شدن هوا اين پرنده به کشور ما مهاجرت مي کند و تا اوايل اسفند مي ماند و سپس به کشور خود باز مي گردد. اين پرنده يکي از مهاجرين زمستانه است که بالاي 1000 کيلومتر مسافت را جهت مهاجرت مي پيمايد. بختياري افزود: 9 گونه توکا وجود دارد که در تمامي فصول مختلف سال مي توان انواع اين پرنده را در ايران مشاهده کرد. اما توکاي گلو سياه پرنده اي شاخص است که اواخر هفته گذشته به تهران رسيده است. اين پرنده ، 23 سانتيمتر طول دارد و اندکي کوچکتر از توکاي سياه است. اين پرنده بسيار خجالتي است و رفتاري شبيه توکاي پشت بلوطي با پرواز مستقيم و سريعتر دارد. در جلسه مشترکي که هفته گذشته با حضور برخي از اعضاي کميته راهبري پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي در محل استانداري خراسان شمالي برگزار شد، شرکت کنندگان در جلسه بر سر خروج دام از پناهگاه حيات وحش مياندشت و تبديل اين منطقه به امن ترين پناهگاه يوز ايراني به تفاهم رسيدند. از پناهگاه حيات وحش مياندشت و تبديل اين منطقه به امن ترين پناهگاه يوز ايراني به تفاهم رسيدند. به گزارش خبرگزاري محيط زيست ايران و به نقل ازدبيرخانه پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي، دراين جلسه که با حضور دکتر محمد باقر صدوق معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان محيط زيست، عباس گلريز معاون اداره امور اقتصادي بين المللي وزارت خارجه و نماينده GEF درايران، مهدي کامياب رييس گروه انرژي، محيط زيست و مديريت سوانح سازمان ملل در ايران، عليرضا جورابچيان مدير ملي پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي، مجيد نادري معاون برنامه ريزي استانداري خراسان شمالي و محسن شهرياري مدير کل محيط زيست استان خراسان شمالي برگزار شد، شرکت کنندگان ضمن بازديد از سايت مطالعاتي يوزايراني در پناهگاه حيات وحش مياندشت که در حال حاضر ميزبان يک قلاده يوزپلنگ به نام کوشکي است ، براي برقراري امنيت در اين منطقه به بحث و تبادل نظر پرداختند . عليرضا جورابچيان ، مدير پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي دراين جلسه با اشاره به وجود دام دراين منطقه ، دامداري را مهمترين تهديد پيش روي زيستگاه يوز ايراني برشمرد و خواستار تخصيص اعتبار براي تبديل دامداري ها به دامپروري و خروج شان از منطقه شد. وي افزود : مياندشت در حال حاضر تنها زيستگاه نرمال يوزها در کشور است و زيستگاههاي ديگر تا حدودي ويژگي هاي خود رااز دست داده اند و چون دنيا هم امروز مياندشت را قبول دارد لذا تصميم گرفتيم يک امنيت کاملي را در اين منطقه برقرار کنيم . معاون محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست: امروز نگاه دنيا به يوزپلنگ آسيايي است دکتر محمدباقر صدوق ، معاون محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست نيز مياندشت را يکي از بهترين زيستگاههاي کشور برشمرد و افزود : امروز نگاه دنيا به يوزپلنگ آسيايي است و براوردهاي ما که با استناد به مشاهدات مستقيم و عکس هاي تهيه شده از دوربين هاي تله اي است نشان مي دهد بين 70 تا 100 قلاده از يوز آسيايي باقيمانده باشد. وي افزود : پروژه حفاظت از يوزپلنگ يک پروژه استاني و يا حتي ملي نيست بلکه يک پروژه با اهميت بين المللي است و مياندشت نيز يکي از بهترين زيستگاههاي يوز ايراني محسوب مي شود که با حمايت مالي UNDP و GEF و دولت ايران در حال اجراست . ضمن اينکه آموزش جوامع محلي ، استخدام محيطبانان و تجهيز امکانات پاسگاههاي محيطباني در زيستگاههاي يوز ايراني براي حفاظت هر چه بيشتر و بهتر، از جمله برنامه هاي اين پروژه است که اميداوريم با حمايت استانداري خراسان شمالي و حمايت هاي سازمان ملل و وزارت خارجه بتوانيم از تمامي زيستگاههاي يوز ايراني به ويژه مياندشت به خوبي حفاظت کنيم . مدير کل حفاظت محيط زيست استان خراسان شمالي : 50 ميليون تومان براي خريد مستثنيات مياندشت اختصاص يافت. محسن شهرياري ، مدير کل حفاظت محيط زيست استان خراسان شمالي نيز مهمترين معضل در پناهگاه حيات وحش مياندشت را حضو سگ هاي گله برشمرد و افزود : بهترين خبري که امروز به دستم رسيد اين بود که 50 ميليون تومان براي خريد مستثنيات منطقه از دامداران اختصاص يافته است چرا که امروز سگ هاي گله به بزرگترين تهديد براي يوزها در منطقه تبديل شدند و دامها نيز پوشش گياهي را از بين برده اند با اين حال هر چند اين مراتع ضعيف باقيمانده براي دام ها ديگر مناسب نيستند اما براي آهوهاي ما درمنطقه کفايت مي کنند و اگر جمعيت آهو بازسازي شود ، يوزها نيز با کمبود طعمه مواجه نخواهند بود و خود بخود تکثير مي شوند. بعد ازاين اظهارات، معاون برنامه ريزي استانداري خراسان شمالي با استقبال از توجه سازمان ميحط زيست و جهانيان براي نجات يوز ايراني در اين منطقه خاطر نشان کرد : ما براي اسکان عشاير در زميني به وسعت 80 هکتار در بيرون از پناهگاه حيات وحش مياندشت يک طرح مطالعاتي داشتيم که اين طرح نيز در شوراي برنامه ريزي استان نيز مصوب شده ولي امسال به دليل محدوديت هاي مالي موفق به اجراي آن نشديم که اگر سازمان ملل و پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي نيز ما راياري کنند مي توانيم اين برنامه را اجرايي کنيم تامحيط امن تري نسبت به گذشته براي يوزها در مياندشت ايجاد کنيم وي با ابراز اميداواري از افزايش جمعيت يوزپلنگ در مياندشت در سالهاي آينده و تبديل اين منطقه به يک سايت اکوتوريستي افزود : خوشبختانه در سفر قبلي رييس جمهور به استان نيز ايشان توجه خاصي به بحث اسکان عشاير با الويت خروج آنها از مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محيط زيست نشان دادند که اميدواريم به زودي اين طرح اجرايي شود. پناهگاه حيات وحش مياندشت در استان خراسان شمالي که در حال حاضر يکي از بهترين زيستگاههاي يوز ايراني در کشور محسوب مي شود سالهاست که با معضل وجود دام و دامداران در منطقه دست و پنجه نرم مي کند که همين امر موجب از بين رفتن پوشش گياهي و کاهش جمعيت آهو در منطقه شده است . حضور سگ هاي گله و توسعه واحدهاي دامداري نيز از ديگر تهديدات پيش روي يوزها در اين منطقه به شمار مي رود که تنها خروج از اين بحران خروج دام از منطقه و خريد مستثنيات دامداران است . پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي که از سال 1380 با حمايت مالي UNDP و GEF آغاز بکار کرده است درفاز دوم تا سال 2012 تمديد شده است . سرانجام پس از مناقشات بسيار بر جاري بودن زاينده رود مسوولان به اين نتيجه رسيدند که زاينده رود نه تنها 24 روز بلکه براي مدت بيشتري جاري باشد و اين امر باعث شد اميدهاي تازه براي جاري بودن اين رودخانه همچنان در پشت سد ها محبوس نماند و در اين ميان مردم از هجران اين همه زيبايي دوباره شاهد پويا شدن اين رودخانه باشند. در اين ميان شک بين بسته شدن و جاري بودن زاينده رود با گفته منصور شيشه فروش مديرکل حوادث غيرمترقبه استان اصفهان بر همه اين اما و اگرها و نگراني ها پايان داده و در پاسخ به اينکه آيا زاينده رود تنها 24 روز ميهمان خانه خود است، گفت؛ همان طور که اعلام کرده بوديم و براساس برنامه زمانبندي شده، 12 آبان ماه به وعده يي که داده بوديم عمل کرديم و آب در بستر زاينده رود جاري شد. در واقع اين رويداد از آنجايي در دستور کار قرار گرفت که کشاورزان براي کشت غله به مدت 24 روز از بازگشايي آن به آب جهت آبياري نياز دارند ولي اين مساله به اين معنا نيست که آب تنها 24 روز در ميان شهر اصفهان جاري است، بلکه درنظر گرفته شده که 24 روز آب در اختيار کشاورزان رودشت و آبشار جهت کشت پاييزه که همان غله است قرار گيرد، ولي از آن زمان به بعد آب تنها به جهت حيات زاينده رود جاري است اما کشاورزان نمي توانند جهت مصارف کشاورزي خود از اين آب بهره گيرند. وي در ادامه افزود؛ از ششم آذرماه به بعد همچنان آب در زاينده رود جاري است و مردم هيچ گونه نگراني از خشکي مجدد زاينده رود نداشته باشند چراکه ستاد مديريت بحران در استان هر ماه با مديران و مسوولاني که به نوعي منابع و مصارف آب در حيطه فعاليت شان است، جلسه برگزار مي کنند و در آن ميزان منابع و مصارف آب در بخش هاي مختلف مورد بررسي قرار مي گيرد. شيشه فروش تصريح کرد؛ به اين ترتيب و با تدابير در نظر گرفته شده، آب همچنان در زاينده رود جاري خواهد بود ولي مسلماً حجم آن نسبت به آن 24 روزي که قرار است آب در اختيار کشاورزان قرار گيرد کاهش مي يابد اما زاينده رود با حجم کمي از آب بر جاري بودن خود در شهر اصفهان ادامه مي دهد. شيشه فروش با اشاره به حجم بارندگي ها خاطرنشان ساخت؛ البته نبايد فراموش شود که اگر در فصل هاي پاييز و زمستان، حجم بارندگي ها به ميزان کافي باشد و رحمت الهي به ميزان کافي شامل حال ساکنان اين سرزمين قرار گيرد مسلماً نه تنها زاينده رود براي هميشه زنده مي ماند بلکه از حجم آب آن هم کاسته نمي شود که اين امر تنها بستگي به ميزان حجم بارندگي ها در ماه هاي اخير دارد. وي در همين رابطه تاکيد کرد تامين آب شرب در بهار و تابستان يکي از دغدغه هاي مسوولان استان است و به همين دليل ذخاير کافي جهت اين امر در دستور کار قرار گرفته و اطمينان از ذخاير کافي آب براي شرب در فصول آينده از وظايف برنامه ريزان در اين بخش محسوب مي شود. ولي از آنجايي که کشاورزان اصفهاني در بهره گيري از آب زاينده رود نقش بسزايي دارند و در استفاده از اين منابع آبي ادعاي حق دارند، مسلماً در جاري شدن زاينده رود در اين مقطع از سال تاثير بسزايي داشته اند به طوري که مي توان گفت اگر مساله کشت پاييزه کشاورزان اصفهاني نبود شايد اين روزها چشم هيچ اصفهاني به جاري شدن زاينده رود در شهر اصفهان روشن نمي شد. در همين راستا محمدتقي رهبر نماينده مردم اصفهان در مجلس شوراي اسلامي نيز با اشاره به اينکه زاينده رود حيات اصفهان به شمار مي آيد خواستار جاري بودن اين رودخانه به شکل پيوسته و هميشگي شد و تاکيد کرد؛ مسوولان بايد در زمينه حق آبه ها تدابير لازم را اتخاذ کنند چون اهمال کاري در اين رابطه به حيات نصف جهان صدمه مي زند. وي همچنين نقش زاينده رود براي جذب توريست هاي داخلي و خارجي را بسيار مهم ارزيابي کرد و گفت صدها و هزاران سال است که اين رود همواره جاري بوده و ما نبايد با توجيهات پايين دست و بالادست جلوي جاري بودن اين رودخانه را بگيريم چون اين رودخانه به نوعي هويت اصفهان را تشکيل مي دهد. یک مسئول سازمان جنگل های ایران: جنگل ابر تا 2 ماه دیگر به عنوان منطقه امن اعلام می شود مدیر کل دفتر جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل های ایران ضمن رد ادعای ارائه مجوز عبور جاده از دل جنگل ابر از سوی این سازمان و سازمان محیط زیست از تشکیل کمیته ای برای اعلام این جنگل به عنوان منطقه ای "امن" خبر داد. دکتر پیمان یوسفی آذر در گفت وگو با مهر گفت: از یک سال پیش طی پیشنهادی که از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به سازمان جنگل ها ارائه شد، موضوع تعیین جنگل ابر به عنوان منطقه ای حفاظت شده مطرح شد که این پیشنهاد به دلیل موقعیت ویژه و غنای اکولوژیک این منطقه زیست محیطی و همین طور توجه به تمام مسائل مربوط به حیات وحش مورد بررسی قرار گرفت و تا 2 ماه آینده این منطقه رسما به عنوان منطقه امن اعلام می شود.این مقام مسئول در سازمان حفاظت جنگل ها افزود: با تشکیل کمیته ای ویژه نه تنها قرار شد این منطقه به عنوان منطقه ای حفاظت شده اعلام شود بلکه کمیته مشترک سازمان جنگل ها و محیط زیست به این نتیجه رسید که این منطقه را با یک درجه اهمیت بیشتر به عنوان منطقه ای امن معرفی کند تا حفاظت از آن به نحوی باشد که حتی افراد معمولی در برخی مناطق بدون مجوز حق عبور و مرور هم نداشته باشند.یوسفی آذر، نادر بودن جنگل ابر و ویژگی منحصربه فرد رویشی این منطقه را دلیلی برای مراقبت بیشتر این جنگل اعلام و تاکید کرد: منطقه ابر در تلاقی دو ناحیه رویشی ایرانی تورانی و یورو سیبری قرار گرفته که موجب شده است کیفیت رویش در این منطقه تا بالاترین سطح افزایش یابد و جنگل ابر را به منطقه ای اکوتن تبدیل کند.به عقیده کارشناسان و متخصصان جنگل ها و محیط زیست، منطقه امن به مناطقی اطلاق می شود که از لحاظ تنوع زیستی، گونه های وحش و گیاهی شرایط خاص و منحصربه فردی داشته و نیاز به حفاظت و نگه داری ویژه داشته باشند. برای نمونه در برخی از مناطق که پرندگان تخم گذاری می کنند و یا درختانی مثل ارس ها تخم افشانی و بذرپاشی می کنند و یا حیوانات وحشی پناه می گیرند، نیاز به حفاظت ویژه به وجود می آید تا از گذر انسان و آسیب به حیات این گونه ها پرهیز شود. مدیر کل دفتر جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل های ایران در پاسخ به اظهارات نماینده مردم شاهرود در مجلس که از مخالفت های صورت گرفته با انتقال جاده از جنگل ابر انتقاد کرده بود، اضافه کرد: هیچ مجوزی از سوی سازمان های مسئول به هیچ نهاد اجرایی دولتی صادر نشده است. سايه مرگ زمستاني بر سر شهرهاي بزرگ حسين حسنخاني کسالت، خستگي، بي حوصلگي، سردرد و تهوع که امروزه گريبانگير اغلب افراد در شهرهاي پرجمعيت امروز است، ناشي از انتشار و انباشت گاز منوکسيدکربني است که به عنوان اصلي ترين آلاينده هوا در شهر بزرگي نظير تهران توليد مي شود. اين گاز در غلظت هاي بالاتر و در محيط هاي بسته افراد را به کام مرگ مي کشاند؛ مرگي خاموش و بي صدا. منوکسيدکربن گازي است بي بو، بي رنگ و بي طعم و مزه که هر ساله هزاران نفر را مسموم و راهي بيمارستان يا گورستان مي کند. اين گاز از سوخت ناقص تمامي سوخت ها نظير بنزين، زغال سنگ، نفت سفيد، زغال چوب و گاز طبيعي ايجاد مي شود. ميل ترکيبي اين گاز با گلبول هاي قرمز خون حدود 250 برابر اکسيژن دارد. بنابراين ميزان اکسيژن خون و توانايي سلول ها، به ويژه ياخته هاي مغزي را دچار اختلال مي کند. همين امر در ابتداي مسموميت افراد باعث ايجاد سردرد، تهوع و کسالت شود. شايد بارها اين تجربه دردناک را هنگام بروز ترافيک هاي طولاني يا در مواقع افزايش بار آلودگي هوا در نقاط مرکزي يا آلوده شهر داشته ايد. به لحاظ پزشکي انواع سردردها شامل سردردهاي ميگرني، تشنجي، صبحگاهي، عصبي و مختلط است که از بين آنها سردردهاي ميگرني و مختلط بيشتر به واسطه آلودگي هوا ايجاد و تشديد مي شود. عملکرد ضعيف و نامناسب عروق و عضلات، اتساع يا انقباض شريان هاي مغزي با مسموميت منوکسيدکربن به تدريج باعث سرگيجه، کسالت، رخوت، سردرد و تهوع مي شود. اين وضعيت به سن و سال معين يا جنسيت خاصي محدود نمي شود. اما با آغاز سرما حضور اين گاز مسموم در خانه و محيط هاي بسته نمايان مي شود. در سال گذشته 232 نفر در ايران بر اثر گاز منوکسيدکربن جان باختند که 184 مرد و 48 زن نيز مربوط به شهر تهران است. در اکثر مناطق فقيرنشين کشور و شهرهاي بزرگ به دليل استفاده از زغال چوب، نفت و... براي گرمايش منازل و محل کار آمار مسموميت با علائم تهوع، سردرد با از دست دادن تمرکز و تعادل، افت فشار خون و اکسيژن مغز و در نهايت مرگ بالا مي رود. به تازگي در بعضي مکان ها ديده مي شود به اشتباه به جاي نصب و ايجاد ارتباط لوله بخاري به بيرون، آن را به يک ظرف آب هدايت مي کنند بي خبر از آنکه منوکسيدکربن در آب حل نمي شود بنابراين اين عمل باعث افزايش غلظت و انتشار گازهاي خطرناک در محيط مي شود. از طرفي با توجه به سرما و کنترل و بستن منافذ تبادل هوا با هواي آزاد، ضمن انباشت آلاينده هاي سمي در فضاهاي بسته، امکان ورود اکسيژن نيز به حداقل ممکن مي رسد و خطر خفگي و مرگ را چندين برابر مي کند. به غير از بخاري ها، نصب آبگرمکن در حمام و همين طور استفاده از گاز پيک نيکي، علاءالدين يا هر وسيله گرمازايي که خروجي مناسبي براي تخليه دود و گازهاي متصاعد شده نداشته باشد، براي حمام و اتاق هاي کوچک خطرساز خواهد بود. در سال هاي اخير نوعي وسيله گرمايشي به نام بخاري بدون دودکش وارد بازار شده که در برخي از خانه ها مورد استفاده قرار گرفته است. اما دانستن اين نکته مهم بد نيست که اين محصولات براي اتاق هاي کوچک به ويژه اتاق خواب مناسب نيست چرا که با توجه به سيستم فني آن مبني بر عدم نياز به دودکش باز هم تبادل هوا، رفت و آمد و باز و بسته شدن پنجره ها از خطرات آن تا حدي مي کاهد بنابراين استفاده شب هنگام از اين نوع بخاري ها تا حدي مشکل آفرين خواهد بود. در طول روز در صورت افزايش غلظت سموم به ويژه منوکسيدکربن، علائمي نظير سرگيجه، تهوع، کسالت و بي حالي رخ مي دهد و در صورت نگهداري حيوانات خانگي، مرگ آنها به دليل جثه کوچک و غلظت بالاي آلاينده ها روي مي دهد، در نتيجه خطر مرگ قابل تشخيص و جلوگيري است اما هنگام خواب با کاهش هوشياري انسان، ديگر مجالي براي رهايي از مرگ وجود نخواهد داشت. بر پايه آخرين تحقيقات انجام شده، منوکسيدکربن علاوه بر تاثيرگذاري در ترافيک هاي شهري و ساير اماکن مذکور، بيشتر گروه هاي خاص و حساس را مورد حمله و صدمه قرار مي دهد. کودکان، بيماران قلبي- عروقي، سالمندان و مادران باردار و جنين آنها از جمله اين مواردند. بررسي هاي انجام شده روي 70 مادر باردار در مناطق آلوده و سالم شهر تهران وجود ترکيب کربوکسي هموگلوبين را در نمونه خون جنين و بند ناف نوزادان مادران ساکن در نقاط پرترافيک و مملو از آلاينده هاي هوا به تاييد رسانده است. در ادامه اين بررسي ها ناهنجاري هاي جسمي نظير تولد نوزادان کم وزن و مرگ جنين قبل از تولد به چشم مي خورد که عمده دليل آن چيزي جز ورود منوکسيدکربن در سيستم گردش خون مادران باردار نيست. در پايان باز هم متذکر مي شويم که آلودگي هوا ناشي از افزايش جمعيت، مصرف انرژي (به ويژه سوخت هاي فسيلي)، ترافيک و رشد روزافزون تعداد خودروها، سايه مرگ را به آرامي روي سر ساکنان شهر مي گستراند و با ايجاد بيماري هاي لاعلاج و خطرناک از عمر آنان مي کاهد. اولين دلسوزي ها و توجهات از سوي خودمان تضمين کننده سلامت و افزايش اميد به زندگي بوده و فرزندان مان، سازندگان و اميد فردايمان با انديشه عميق ما نسبت به حفظ و نگهداري محيط زيست نظاره گر آينده روشن خواهند بود. كارگروه گردشگري استان مركزي 15 آبان را به عنوان روز «پرندهنگري» نامگذاري، و در تقويم استان ثبت كرد. فراهاني مديركل ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي استان مركزي با بيان اين مطلب گفت: در اين كارگروه مقرر شد آيين جشن روز «پرندهنگري» در تالاب ميقان اراك هر سال برگزار شود. او تصريح كرد: در اين كارگروه، سازمان ميراث فرهنگي استان مركزي، پيشنهاد داد كه منطقه حفاظت شده هفتاد قله اراك به عنوان «اكوموزه» ثبت شود. وي خاطرنشان كرد: با تصويب اين پيشنهاد، مردم ميتوانند با همكاري محيط زيست وارد اين منطقه حفاظت شده شوند و از جاذبههاي طبيعي، حيوانات و پرندگان زيباي آن ديدن كنند. وزير راه و ترابري: بريده باد دستي که درختي را قطع کند مونا قاسميان؛ «بريده باد دستي که درختي را قطع کند.» شايد شبيه اين جمله را بارها از زبان طرفداران يا کارشناسان محيط زيست و منابع طبيعي شنيده باشيم؛ اما شنيدن اين جمله از زبان وزير راه و ترابري است که آن را مورد توجه قرار مي دهد.در همين هفته بود که بهبهاني در پاسخ به خبرگزاري ايسنا در مورد قطع درختان در جنگل ابر ضمن تکذيب اين خبر که هنوز يک درخت هم قطع نشده است، گفت؛ بريده باد دستي که بخواهد درخت قطع کند و بريده باد زباني که به دروغ بگويد درخت قطع شده است. وزير راه و ترابري که تصور کرده بود، مديران محيط زيست يا سازمان جنگل ها و مراتع مدعي قطع درختان در جنگل ابر شدند بعد از جمله تاريخي خود نيز خواهان قطع زبان دروغگويان شد. اما اينکه وزير راه خود شعار بريده باد دستي که درختان را قطع کند را سر داده است، از آن جهت جالب است که بهتر بود وي قبل از بيان اين جمله تاريخي خود کمي به پروژه هاي وزارتخانه تحت تکلفش نگاهي مي کرد تا ببيند و بداند تکليف هزاران اصله درختي که در سرتاسر کشور براي احداث راه قطع شده است چه مي شود؛ درختاني که در مناطقي تحت حفاظت قرار داشتند و بدون مجوز توسط اوامر زير نظر وزارت راه و ترابري بريده شدند. هرچند تاکنون درختي در مسير جاده جديد ابر قطع نشده است، اما به چه مجوزي و چرا بايد جاده چهارلاينه و دوبانده يي به سمت اين جنگل کشيده شود؟ تنها براي سهولت گردشگراني که تنها در تابستان مهمان کوتاه ابر هستند. گردشگراني که به خوبي مي دانند چند روز قرار است با طبيعت زندگي کنند و همين جاده خاکي هم تاکنون هيچ مشکل و تصادفي را طبق گفته مسوولان براي آنها نداشته است. چرا با وجود گذشت چند سال از اين ماجراها و حتي ادعاي خود وزير راه مبني بر به صرفه نبودن احداث اين جاده باز هم لودرها و ماشين آلات مکانيکي مشغول تعريض اين جاده خاکي شدند؟ چرا وزير راهي که خود شعار بريده باد دستي که درختي را قطع کند را سر مي دهد، وزارتخانه اش رتبه اول در تقابل با محيط زيست را دارد؟ بيشترين درگيري ها را با وزارت راه داشتيم زماني که رئيس پيشين سازمان حفاظت محيط زيست براي هميشه ساختمان پرديسان را ترک کرد درباره اينکه بيشترين مشکلات سازمان در چهار سال گذشته با چه دستگاه هايي بوده است، گفت؛ «با وزارت راه که خودتان مي دانيد. ما با وزارت نفت يا صنايع در چند مورد مشکل داشتيم. اما با وزارت راه اين طور نبود.» جوادي که پرونده قابل دفاعي از چهار سال مديريتش از خود بر جاي نگذاشت با تاکيد بر اينکه يک جاده از ميان زيستگاه آن را تکه و دو پاره مي کند، درباره صحبت وزير سابق راه (رحمتي) گفت، ايشان به شوخي به من مي گفتند، بگذاريد ما اين چهار حيوان را بخوريم تا به خاطر چهار حيوان نگوييد اينجا جاده نکشيد. براي همين وقتي وزير قبلي از دولت رفت به او گفتم برويد از امام رضا(ع) درخواست بخشايش کنيد.» هر چند آذرماه سال 86 در برنامه تلويزيوني فرجه، جوادي در مورد احداث جاده ابر به جاي اينکه از جايگاه خود که رياست از محيط زيست اين کشور است سخن بگويد، گفت اين جاده مصوبه دولت را دارد و بايد اجرا شود و به جاي جنگلي که تخريب مي شود معادل همين درختان دوباره کاشته شود. او حتي احداث اين جاده را براي اتصال دو استان ضروري دانسته بود. شايد براي همين بود زماني که مي دانست ديگر به پرديسان باز نمي گردد لحن سخنش را تغيير داد و نام وزارت راه را در مقابل مخرب ترين دستگاه دولتي قرار داد.تنها کافي است به يک نمونه از قطع درختان توسط وزارت راه در پارک ملي گلستان اشاره داشته باشيم. با وجودي که نبايد جاده يي از داخل اين پارک عبور مي کرد اين مجوز داده شد. مجوز براي احداث جاده يي با عرض 5/11 متر. اما مجري همان مسير را با عرض 22 متر طراحي و در بخش هايي احداث کرد. هرچند اکنون با دستور دادستاني ادامه احداث راه متوقف است، اما تاکنون صدها اصله درخت براي احداث راه از داخل پارک ملي گلستان قطع شده است؛ درختاني که توسط وزارت راه قطع شده است. همچنين قرار است براي ادامه راه نيز بيش از هشت هزار درخت و درخچه در داخل پارک ملي گلستان قطع شود. براي همين است که بايد اين جمله وزير راه را به خودشان يادآوري کنيم که بريده باد دستي که درختي را قطع کند. جنگلي ميان آسمان و زمين در ابر داستان جنگل ابر داستان جديدي نيست. محيط بکر و بي نظيري در ايران که براي هرگونه تعدي تحت حفاظت سازمان جنگل ها و مراتع و محيط زيست کشور قرار مي گيرد. اما گويي اين زيبايي براي عده يي که به همه چيز از دريچه ماديات نگاه مي کنند سودآور نيست. هميشه هم اين طور بوده است. ابتدا جاده يي خاکي که سال ها جوابگوي همه اهالي بومي و غيربومي بوده است تبديل به جاده يي آسفالته شود. بعد جاده يي که قرار است آسفالت شود، بزرگ تر و عريض تر مي شود. پس از احداث همين جاده است که کم کم ويلاها و ساختمان هاي بي قواره جايگزين باقي درختان چندهزارساله مي شوند. کافي است نگاهي به کلاردشت يا جنگل هاي دو هزار و سه هزار داشته باشيم. به جاي ديدن جنگلي بکر دو طرف جاده پر از ويلاهاي چند صدميليوني است. اين گونه است که جاده شروعي براي ويلاسازي و زمين خواري است. نه تنها در ابر بلکه در هر منطقه جنگلي ديگر. کافي است سري به مکان هايي بزنيد که روزگاري جنگل هاي انبوهي بود در شمال کشور. اين داستان را هم همه مي دانند. داستان تکراري وزارت راه و عده يي از مسوولان و نمايندگان. مانند آزاد راه تهران -شمال. که پيش از احداث جاده زمين هاي کناري آن واگذار مي شود. شايد براي همين بود که اين بار مسوولان سازمان جنگل ها و محيط زيست کشور روش ديگري براي حفظ منطقه زير نظرشان در پيش گرفتند. مديرکل دفتر جنگل هاي خارج از شمال درباره راي نهايي سازمان جنگل ها مي گويد؛ سازمان جنگل ها مجوزي براي احداث جاده علي آباد - شاهرود در داخل جنگل ابر نخواهد داد و ما بر سر موضع خود درباره احداث جاده در اين جنگل محکم هستيم. دکتر پيمان يوسفي آذري قطع درختان را خلاف قوانين مي داند؛ قانون اجازه ورود به جنگل هاي ذخيره گاهي و منحصر به فرد کشور را نمي دهد و البته ما نيز مجري قانون کشور هستم. وي با يادآوري اينکه اداره کل راه و ترابري در جنگل زيباي چغاسبز در ايلام 60 هزار درخت بلوط را يک روزه براي اجراي کمربندي قطع کرد، مي گويد؛ آمدن جاده در داخل جنگل ابر به طور حتم باعث قطع درختان خواهد شد. به همين دليل ما مي خواهيم جلوي اتفاقي نظير پارک جنگلي چغاسبز و ساير طاغزارها، بيابان ها و جنگل هايي که جاده از بين آنها گذشته را بگيريم. همچنين معاون محيط زيست طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست کشور درباره نظر نهايي اين سازمان گفت؛ با توجه به شرايط زيستگاهي جنگل ابر در منطقه علي آباد به هيچ عنوان اجازه نمي دهيم با عبور جاده از اين جنگل ها زيستگاه هاي حيات وحش نابود شوند. دکتر محمدباقر صدوق تاکيد کرد؛ محيط زيست و سازمان جنگل ها و مراتع کشور صددرصد با اجراي طرح جاده کشي از داخل اين جنگل ها مخالف هستند. وي تاکيد مي کند؛ ما از ابتدا مخالف بوديم اما مقامات محلي هر جا که با ما مشکل داشتند پروژه هايشان را تحت مصوبات دولتي تصويب کردند و ما را در برابر دولت قرار دادند. وزارت راه موافق يا مخالف «نظر به اينکه هريک از طرح هاي مطالعاتي انجام شده در محور مذکور فاقد توجيه اقتصادي است لذا اين وزارتخانه در حال مطالعه مسير ديگري است که ان شاءالله در آينده نزديک نتيجه آن اعلام مي شود.» اين سخنان در مهرماه امسال از زبان وزير راه و ترابري کشور درباره احداث جاده در جنگل ابر گفته شد. يعني زماني که دوباره بلدوزرهاي اين وزارتخانه راهي جاده منتهي به روستاي ابر شدند و برخلاف توافقي که ميان محيط زيست و خودشان مبني بر آسفالت جاده موجود داشتند اقدام به تعريض جاده از حدود هفت متر به حدود 16 متر کردند. پس از آنکه خلف وعده وزارت راه باز هم رسانه يي شد، وزير راه با تاکيد بر اينکه هنوز درختي قطع نشده در پاسخ به اينکه چگونه مي توان در جنگل بدون قطع درخت جاده احداث کرد، مي گويد؛ «تکنيک هاي بسياري وجود دارد. با ساخت تونل و... مي توان اين کار را انجام داد. اين مسائل به نادرست و دروغ مطرح مي شود. ممکن است سه بوته هم از بين برود اما درختي از بين نمي رود.»اما مديرکل جنگل هاي خارج از شمال احداث تونل در اين مسير را به دليل رانشي بودن زمين منطقه منتفي مي داند؛ احداث تونل در طول 19 تا 23 کيلومتر مفهومي ندارد و با چنين توپوگرافي و شرايط خاک منطقه احساس مي کنيم اگر جنگل را دور بزنند بسيار بهتر از اين است که با هزينه هاي ميلياردي در اين منطقه تونل احداث شود. ضمن اينکه چنين راهي به هيچ وجه توجيهي ندارد، چراکه اين منطقه آنچنان ترافيکي ندارد که بخواهند در آنجا چنين جاده يي را احداث کنند. وي با تاکيد بر اينکه احداث اين جاده به دنبال خود ويلاسازي خواهد داشت، مي گويد؛ از سال 85 دادن آگهي هاي فروش قطعه زمين و ويلا در جنگل ابر آغاز شده و در حال حاضر زمين خواران دندان خود را براي بعد از احداث جاده تيز کرده اند. در همين حين بود که مديرکل اداره راه وترابري سمنان به عنوان يکي از موافقان احداث اين جاده به ايسنا مي گويد؛ ساخت اين جاده باعث رونق و توسعه پايدار جنگل ابر مي شود. رجب قربان پور درباره اتصال علي آباد استان گلستان به شاهرود و ساخت اين جاده در جنگل ابر مي گويد؛ به رغم اينکه ساخت اين جاده سه مصوبه هيات دولت (دو مصوبه در استان گلستان و يک مصوبه در استان سمنان) را دارد و طبق اين مصوبات اجراي اين طرح بايد با لحاظ کردن تمام شرايط زيست محيطي صورت گيرد، سازمان حفاظت از محيط زيست و منابع طبيعي مصوبه دولت را قبول ندارند و معتقدند به هيچ وجه نبايد جاده يي در اين منطقه ساخته شود. وي اظهار مي کند؛ دکل هاي فشار قوي گاز، نفت، برق و... از اين منطقه عبور کرده و به نوعي تخريب داشته اند و حالا با وزارت راه مخالفت مي شود و عنوان مي کنند بخش هاي ديگر به اندازه کافي تخريب کرده اند و وزارت راه ديگر نبايد وارد شود. جاي سوال است رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در دولت نهم چگونه مصوبه هاي دولت را امضا کرده است. وي اطلاع مي دهد؛ طبق آخرين نامه وزير راه و ترابري (10 آبان ماه جاري) به دبير کميسيون امور زيربنايي صنعت و محيط زيست چنين آمده است؛ «يادآوري مي گردد در مسير مطالعه شده جديد حجم عمليات خاکي و تخريب جنگل کاهش قابل ملاحظه يافته است و بر اساس توافق صورت گرفته با معاون سازمان حفاظت از محيط زيست پس از دو هفته و انجام اصلاحات مورد نظر آن سازمان شروع عمليات اجرايي امکان پذير خواهد بود.»اما مديرکل دفتر زيستگاه ها و امور مناطق سازمان محيط زيست درباره جلسه يي که مديرکل اداره راه و ترابري سمنان از آن ياد مي کند مي گويد؛ دو هفته مهلت داده شد تا سازمان حفاظت محيط زيست روي گزينه پيشنهادي وزارت راه نظر نهايي خود را اعلام کند. اما ما در مدت 24 ساعت نظر مخالف خودمان را اعلام کرديم. در همان صورتجلسه هم ارزيابي زيست محيطي تعطيل شده است. عبدوست با تاکيد بر اينکه ديگر نگراني در اين باره وجود ندارد، گفت؛ سازمان جنگل ها هم به همراه ما موضع خوبي در اين باره گرفت. هيچ مجوزي داده نشده است و قاعدتاً حتي يک درخت هم قطع نخواهد شد. ديگر نگران نباشيد وقتي با مديران محيط زيست و منابع طبيعي تماس مي گيرم مي گويند ديگر جاي نگراني نيست و ادامه عمليات راه سازي خارج از جنگل ابر متوقف شده است؛ داستاني که چند سالي است هرچند وقت يک بار تکرار مي شود. آيا ديگر نبايد نگران تنها جنگل ابرمان باشيم؟ آيا بايد اين گفته وزير راه را جدي بگيريم؟ آيا ديگر نبايد نگران درخت هاي جنگل هايي باشيم که بدون هيچ مجوزي به سرعت قطع مي شوند و هيچ مقامي هم پاسخگو نيست؟ بايد اين سخن وزير راه را جدي گرفت و خواستار برخورد با مجموعه تحت نظارتش شد چرا که کسي که چنين سخني از چنين جايگاهي مي گويد مطمئناً به تبعات گفته خويش کاملاً آگاه است. حميدرضا ميرزاده درست در همان زماني که دولت برزيل به جهانيان مژده داد که سرعت از بين رفتن جنگل هاي استوايي آمازون در اين کشور امسال تا 46 درصد کاهش يافته است در گوشه يي ديگر از دنيا، طرفداران حفظ محيط زيست شديداً نگران آينده يکي از ذخاير ارزشمند ژنتيکي در ايران هستند. از طرف ديگر نخست وزير دانمارک نيز از رهبران جهان براي حضور در کنفرانس کپنهاگ در ماه دسامبر دعوت رسمي کرده است. اما از چند ماه قبل، بسياري از فعالان محيط زيست و حتي چهره هاي سياسي مشهور در جهان براي اين اجلاس برنامه ريزي کرده اند. اجلاس کپنهاگ در روزهاي باقيمانده تا 7 دسامبر تبديل به يکي از داغ ترين مبحث در محافل زيست محيطي و حتي اقتصادي و سياسي جهان شده است. وقتي امريکا به عنوان مسوول انتشار 30 درصد گازهاي گلخانه يي در جهان، پروتکل کيوتو را نپذيرفت و اقدامي براي کم کردن انتشار دي اکسيدکربن در صنايع خود انجام نداد، بسياري از کشورهايي هم که پروتکل کيوتو را پذيرفته بودند به مفاد آن چندان توجهي نشان ندادند. حاصل آن شد که پروتکل کيوتو پس از 10 سال عملاً شکست خورد. رشد صنعت در کشورهاي در حال توسعه و همچنين افزايش جمعيت و نياز به غذا نه تنها افزايش دي اکسيدکربن جو را منجر شد، بلکه مساحت بسيار زيادي از جنگل هاي جهان نيز براي اهدافي چون توسعه کشاورزي و صنعتي پاک تراشي شد. انتشار دي اکسيد کربن پيش از اين عامل اصلي گرم شدن زمين و تغييرات آب و هوايي شناخته شده بود. از سوي ديگر بررسي دقيق دانشمندان در چند سال اخير نشان داد از 120 گيگاتن کربن موجود در جهان، 90 گيگاتن در خاک جنگل ها ذخيره شده است. با پاک تراشي جنگل ها، کربن موجود در خاک آزاد شده و در جو زمين منتشر مي شود. دانشمندان جهان اعلام کردند جنگل زدايي يکي از دلايل اصلي انتشار گازهاي گلخانه يي و گرم شدن زمين است. آنها راه مبارزه با پديده گلخانه يي را حفظ جنگل ها و احياي زمين هاي جنگلي پاک تراشي شده مي دانند. رهبران جهان امروز اين حقيقت را دريافته اند که گرم شدن زمين خطري بزرگ براي نسل بشري است. وقتي هيات دولت مالديو در زير آب و در محل يکي از جزاير غرق شده اين کشور تشکيل جلسه مي دهد، عمق اين فاجعه مشخص مي شود. ماجرا بسيار ساده و نتيجه آن غيرقابل جبران و خطرناک است؛ دماي عمومي کره زمين افزايش پيدا مي کند، يخ هاي عظيم قطبي ذوب مي شوند و باعث بالا آمدن سطح آب هاي آزاد جهان تا هفت متر خواهند شد. کشوري مانند مالديو که ارتفاع متوسطش همان هفت متر است، به طور کلي از نقشه محو خواهد شد و ساکنانش يا بايد به دنبال مهاجرت باشند يا اينکه در امواج اقيانوس هند غرق شوند. امروز رهبران جهان اعم از کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه و حتي کشورهاي فقير آفريقايي به اين زنگ خطر توجه ويژه کرده اند. اما گويا صداي اين زنگ خطر از ميان جار و جنجال هاي سياسي ايران به گوش هيچ کس نرسيده است. امروز مسوولان ايراني بدون اينکه کوچک ترين توجهي به هشدارهاي پي درپي دانشمندان و سازمان ملل متحد درباره گرم شدن زمين نشان دهند، بسياري از جنگل ها را دستخوش تغيير و تخريب مي کنند. نام اين کار «توسعه» است و اهميتي ندارد که اين جاده توسعه به چه قيمتي بايد کشيده شود. جنگل منحصر به فرد «ابر» در نزديکي شاهرود، مشت نمونه خروار اين واقعيت کشور ماست. يک بار شرکت نفت و شرکت گاز، بعد وزارت نيرو جاده «توسعه» را از اين جنگل گذرانده اند و حالا وزارت راه قصد دارد اين جاده را چهاربانده کند. نه تنها کسي به پديده گلخانه يي و ذخاير ژنتيکي فکر نمي کند که حتي به آينده اقتصاد کشور هم اهميت نمي دهد. هيچ يک از مسوولان ايران به اين نکته فکر نکرده است که اگر در اجلاس کپنهاگ رهبران بقيه کشورهاي جهان راي به پروتکلي سفت و سخت از پروتکل کيوتو بدهند، بسياري از مشتريان نفت ما بايد به سمت انرژي هاي پاک بروند و نفت ايران و بقيه کشورها ديگر خريدار پر و پاقرصي نخواهد داشت. کمتر از سه هفته ديگر رهبران جهان چمدان هايشان را براي حضور در کپنهاگ خواهند بست، اما در ايران کسي صحبتي از آن نمي کند. شايد اگر سازمان حفاظت محيط زيست و ديگر سازمان هاي مرتبط با موضوع تغييرات آب و هوايي بيشتر درباره اين واقعيت اطلاع رساني مي کردند، جاده «توسعه» به شکلي مناسب تر و علمي تر «مکان يابي» مي شد. نويسنده : پانيسا حسن زاده ابر، ابر، باز هم ابر، ابرهاي زيبا و پويا چون مادري درختان اين منطقه را در آغوش گرفته است. بله صحبت از جنگل بي نظير ابر است. اين زيباي بي همتا که يکي از شاهکارهاي جهان به شمار مي رود. سال ها با غرور زيستند و اکنون روزهاي بودن در فهرست طبيعي يونسکو را در انتظار است. اما ناگهان گرفتار غمي درخت افکن مي شود! جنگل ابر، اين در دانه بکر ايران زمين، با پوششي از سرخوار بلوط گونه هاي ممرز، توسکا، وليک وازگيل وحشي در 40 کيلو متري شمال شرقي شاهرود و در مسير جاده شاهرود به آزاد شهر در استان گلستان در آغوش زمين جاي گرفته است. اکنون اين درختان ارزشمند، پربها، و زيبا و روزگار ديده که از دوره سوم زمين شناسي استوار ايستادند. سرخدارانش حداقل قدمتي چهار تا شش هزار ساله دارند و در درمان انواع بيماري ها سرطان ها به ياري انسان ها مي شتابند، روزهايي را پر از اضطراب با فکر تبرهاي تشنه به ريشه هايشان مي گذارنند و به هجوم بي رويه انسان بر طبيعت افسوس مي خورند. به راستي با وجود 6 راه ارتباطي بين استان هاي گلستان و سمنان چه لزومي براي آسيب زدن و از پاي در آوردن تدريجي اين شاهکار جهاني است؟ چرا قدر و ارزش ميراث فرهنگي و طبيعي کشورمان، اين خاک هويت بخشمان را درک نمي کنيم و تنها با ارائه طرح هاي ويران گر که نشان شناخته شدن اين مرز و بوم و غرور ملي مان را هدف قرار داده است دم از توسعه و را حتي مي زنيم. کسي که توان راه رفتن دارد خود را محدود به صندلي چرخ دار، به بهانه بي نيازي براي صرف انرژي، نمي کند. مديرکل اداره راه و ترابري استان سمنان خبر از به کارگيري چندين مشاور، صرف هزينه هاي چند صد ميليون توماني و ارائه چندين طرح و ناکامي اين ها همه خبر مي دهد و در نهايت باز هم و باز هم مشاور استخدام مي کنند تا شايد مهر تاييد بر طرح شان زده شود و با ناديده گرفتن احتمال وقوع «فاجعه ملي»، با تاکيد بر کم هزينه بودن پروژه شان بر همگان فخر مي فروشند. در حالي که به قول خود آقايان هنوز کارشناسان منابع طبيعي چکش زني نکرده و سنجشي دقيق نداشتند، ايشان با قاطعيت مي گويند که پيش از چهار هزار اصله درخت براي ساخت جاده قطع نمي کنند، حال آنکه متخصصين معتقدند يک ميليون اصله درخت قطع خواهد شد. گفته مي شود که مسير مشخص شده پس از جنگ جهاني دوم دست روس ها بوده، در اينجا اين پرسش پيش مي آيد که وقتي روس ها با همه فرصت طلبي شان چنين کاري در حق طبيعتي که متعلق به ما ايران زمينان است نکردند، چرا ما دست به خود ويراني مي زنيم؟! مسوولين صحبت از کشورهاي سرسبز چون آلمان و انگليس مي کنند، از کشورهايي ياد مي کنند که اگر درختي در آنها قطع شد، در جايي ديگر کاشته شد، اما شما بگوييد، اگر آن کشورها چنين ميراثي بازمانده از عصر دايناسورها با ويژگي هايي منحصر به فرد داشتند، با قطع درخت براي تکيه کردن به ديوار منافعشان تلا ش مي کردند؟ گفته مي شود «ساخت اين جاده باعث رونق و توسعه جنگل ابر مي شود»; کمي بينديشيم، چگونه با قطع ستون هاي خانه به پايداري سقفمان کمک مي کنيم؟!! تشديد رانش زمين، آلودگي ناشي از عبور اتومبيل ها، تخريب هاي عمومي و غيرعمومي مسافران، فروافتادن درختان فرا دست و آسيب رساندن به درختان فرودست، عبور جاده از اکو سيستم بکر جنگلي و گونه هاي منحصر به فرد، گذر انسان از زيستگاه حيات وحش، خسارت به رودخانه ها و چشمه ها، فرسودگي لوله هاي نفت و گاز و احتمال ايجاد خسارت هاي جبران ناپذير در پي قطع اين لوله ها از دلا يل مردودي چنده باره اي طرح ساخت جاده در اين منطقه است در عين حال طرفداران ساخت جاده، توسعه روستاها را يکي از اهداف طرح مي خوانند در حالي که تا بدين جا 25 درصد اراضي کشاورزي روستاي شيرين آباد به دليل زير سازي جاده تخريب شده است. اصطلا ح «قاره کوچک» به «شاهرود» مديون وجود پوشش گياهي بي همتاي جنگل ابر است. با همه اينها چه سياستي پشت نابودي تدريجي جنگل ابر وجود دارد؟ صحبت از ويلا سازي، فروش آپارتمان هاي ساخته شده و پخش آگهي هايشان از سال 85 و نقش اين جاده که به تعبيري به بزرگراه شدن مي رسد براي چيست؟ طرح ساخت جاده و شروع کار اين پروژه به نتيجه نرسيده در حالي پيش مي رود که به گفته دبير کانون ديده بان طبيعت قرار است بزرگراه چهارخطه شاهرود- آزادشهر در منطقه اجرا شود و بدين صورت وجود جاده جنگل ابر کاملا غير ضروري است. در نهايت اميد است با احساس مسووليت و پايداري بيشتر سازمان محيط زيست و با دلسوزي هاي به جا و ارزشمند مسوولين جمعيت ديده بان و کانون ديدبان طبيعت، جنگل ابر، در دانه کمياب زمين مادر از مرگ تدريجي نجات يابد. اگر ساقه درخت بلوطي، طاقت نگه داشتن کوله بار سبک يک چوپان را داشته باشد، آن درخت عمري بيش از صدسال دارد، اما اگر جوان تر باشد، در زير بار آن خواهد شکست. ميراث چهار تاشش هزار ساله ياد شده، چون تاروپود پوسيده لباس کهنه اي نيست که با ديدن پارچه اي نو سراز پا نشناسيم. زخم از بين رفتن پوشش گياهي کميابي، چون جنگل بي نظير ابر قابل التيام نيست. بياييد فرياد خاک ايران زمين را بشنويم و با او هم صداشويم تا جرعه اي آب حيات را که حق اين خاک و فرزندانش است، از ايشان دريغ نکنند. انتقاد شديد محيط زيست از وزارتخانههاى نفت، نيرو و راه و ترابري معاون محيط طبيعى سازمان محيط زيست گفت: 270 تالاب ايران بر اثر فعاليتهاى وزارتخانههاى توسعهاى تبديل به تشت نمک شدهاند. محمدباقر صدوق روز گذشته در نشست شوراى توسعه پايدار و محيط زيست در حضور نمايندگان سازمانهاى توسعهگرا با انتقاد شديد از وزارت نفت، راه و ترابرى و وزارت نيرو گفت: بر اثر فعاليتهاى اين وزارتخانهها 270 تالاب کشور خشک شدهاند که اين براى کشور فاجعه است. معاون محيط طبيعى و تنوع زيستى سازمان محيط زيست کشور با انتقاد از رويکرد دستگاههاى فوق افزود: رويکرد اين دستگاهها به محيط زيست انسانى است و از بحث محيط زيست طبيعى مغفول ماندهاند. اين مقام عالى محيط زيست با انتقاد صريح از سدسازى وزارت نيرو تاکيد کرد: يکى از عمده تخريبهاى محيط زيست مربوط به سدسازى است که حقابه درياچهها و تالابها را نداده و منجر به تخريب گسترده رودخانه و تالابهاى کشور شده است. وزارت نفت هم هر جا دلش مىخواهد خط لوله عبور مىدهد در حالى که مناطق حفاظت شده و حساس از طرف نهاد مربوط به آنها اعلام شده ولى از دل همان مناطق (منطقه حفاظت شده دنا) خط لوله عبور مىدهند.صدوق همچنين يکى از مهمترين دلايل تخريب محيط زيست، منابع طبيعى و مراتع کشور را چراى بىرويه و دامدارى سنتى دانست که محيط زيست را با چالشهاى جدى مواجه کرده است. براساس آنچه که کارشناسان از وضعيت جمعيت جهان در سال 2009 ارائه کردند، بهداشت باروري، تنظيم خانواده و روابط جنسى بر آينده تغييرات آب و هوا تاثيرگذار است. اساتيد جمعيتشناسى دانشگاههاى تهران و علامه طباطبايي، کارشناسان صندوق جمعيت سازمان ملل، کارشناسان محيط زيست و البته يکى از نمايندگان مجلس گردهم آمدند تا ضمن ارائه گزارش 2009 وضعيت جمعيت جهان، نظرات خود را بيان کنند. سخنگوى فراکسيون محيط زيست مجلس شوراى اسلامى در اين جلسه گفت: در بين کشورهاى بلاخيز جهان در رتبه دهم قرار داريم و در بين کشورهاى آسيايى در رتبه پنجم هستيم. انوشيروان محسنى افزود: به طور ميانگين در هر سال در کشور، يک حادثه آب و هوايى غيرقابل پيشبينى داريم و اين آسيبهاى زيادى را به جمعيت وارد مىکند. او گفت: کشور ما صاحب 1/1 مساحت خشکىهاى جهان است؛ اما فقط 36/0 منابع آبى را در اختيار دارد. ميانگين متوسط بارندگى در کشور 253 ميلى متر و نرخ تبخير نيز 2100 ميلى متر است. اين در حالى است که ميانگين بارندگى جهانى 860 ميلى متر و تبخير جهانى 700 ميلى متر است. يعنى ما هم در بارندگى وضعيت خوبى نداريم و هم در نرخ تبخير. به گزارش سبزپرس، او تصريح کرد: رودخانههاى مهم کشور مثل کر، قره سو، شفارود، کارون، دز و زرينه رود امروزه با حجم عظيمى از فاضلابها روبهرو هستند. به طورى که 7/151 ميليون متر مکعب فاضلاب به کارون و دز وارد مىشود. محسنى گفت: برابر اعلام بانک جهاني، خسارت زيستى محيطى آب و هوا در ايران به لحاظ مرگ و مير، يک هزار و 500 ميليون دلار، به لحاظ نشانههاى بيمارى 500 ميليون دلار و به لحاظ بروز بيمارى 495 ميليون دلار است. او درباره نرخ جنگل زدايى در ايران گفت: در 30 سال گذشته 33 درصد جنگل را از دست دادهايم. جنگلهاى شمال کشور از 4/3 ميليون هکتار به 9/1 ميليون هکتار رسيده است. تخريب جنگلها اثرى سوء در رشد پايدار جمعيت دارد. محسنى به تشريح برنامههاى پنج ساله توسعه در دهههاى قبل پرداخت و گفت: برنامه چهارم توسعه، برنامهاى علمى و دانايى محور بود. 14 بند از آن به محيط زيست اختصاص داده شده بود و براى نخستين بار در اين برنامه، زيانهاى اقتصادى تخريب محيط زيست در آن محاسبه شده بود. استاد جامعهشناسى دانشگاه علامه طباطبايى نيز گفت: بايد بپذيريم که در گذشته، جامعهاى مشارکتى نبودهايم و در آينده زندگى بدون مشارکت مردم امکانپذير نيست. پرويز پيران افزود: وقتى به پايدارى فکر مىکنيم نمىتوانيم شهروندمدارى را نبينيم. در شهروندمدارى بايد مشارکت را ببينيم و در مشارکت بايد به آموزش توجه کنيم. اين استاد دانشگاه علامه طباطبايى تصريح کرد: ما دو گسل بسيار جدى در تهران داريم. گسل شمال از هشتگرد تا دماوند است که در صورت فعال شدن 750 هزار نفر کشته برجا مىگذارد و گسل فشاپويه در رى که در صورت فعال شدن باعث مرگ 830 هزار نفر خواهد شد. او گفت: متأسفانه بزرگترين بارگذارى جمعيت را در گسل شمال تهران اسکان دادهايم. پيران درباره ديگر علل ناپايدارى شهر تهران گفت: از پنج آبراهى که از قديم در تهران وجود داشتهاند، 150 ميليون مترمکعب آب عبور مىکند و در طول مسير، انواع فاضلابهاى خانگى و بيمارستانى در اين آبراههها مىريزند. در نهايت اين آبراههها شيرابهاى خطرناک را وارد دشتهاى جنوبى تهران مىکنند و در اين دشتها کشاورزى انجام مىشود. او تاکيد کرد: اين ناپايدارىها در اصول پايه محيط زيست تهران قابل مطالعه است و در اين مطالعه بايد حضور و مشارکت مردم در نظر گرفته شود. توليد 4/6 تن زباله در اقيانوس هاي جهان هزينه هاي اقتصادي هنگفتي به ملت هاي جهان تحميل کرده است. به گزارش ديسکاوري تخريب هاي ايجادشده بر اثر زباله هاي دريايي و نيز حجم وسيع آن در سواحل منطقه آسيا- اقيانوسيه بيش از يک ميليارد دلار سالانه خسارت ايجاد مي کند. به گزارش CHN طبق تحقيقات انجام شده از سوي کميسيون وابسته به گروه کاري حفاظت از ذخاير دريايي در صندوق همکاري هاي اقتصادي آسيا- اقيانوسيه، ميزان افزايش زباله در مناطق ساحلي و اقيانوس ها به حدي است که به رغم تلاش هاي جاري از کنترل خارج شده است. طبق همين گزارش سالانه 4/6 ميليون تن زباله تنها در سواحل اقيانوس هاي جهان رها مي شود. از اين ميان 80 درصد زباله ها از منابع موجود در خشکي و بقيه از طريق فعاليت هاي جاري در درياها توليد مي شود. همچنين بيش از نيمي از زباله هاي ايجادشده را پلاستيک تشکيل مي دهد اما چوب و مواد بهداشتي نيز مشکل مضاعفي در اين زمينه محسوب مي شوند. به گفته «آليستر مک لگورم» يکي از محققان مرکز علوم دريايي در «کافز هاربور» اقدامات غيرتخصصي و ناکافي در زمينه دفن بهداشتي زباله ها به ويژه در کشورهاي آسيايي نقش مهمي در توليد و انتقال اين زباله ها به اقيانوس ها دارد. مثلاً هزينه هايي که از طريق مرگ و مير حيات وحش، انواع گونه هاي گياهي يا زيان ناشي از کاهش توريست يا از دست دادن فرصت هاي توسعه و گسترش زيرساخت ها ايجاد مي شود، هيچ يک در اين بررسي ها لحاظ نشده است. علاوه بر اين، گزارش يادشده هزينه ناشي از فعاليت هاي پاکسازي و جمع آوري زباله ها را نيز درنظر نگرفته است. بنابراين اگر تمام موارد يادشده را نيز بر خسارت يادشده بيفزاييم اين عدد به مراتب بيشتر از ميزان يادشده و عددي شگفت آور و تاسف انگيز تر خواهد بود. به گفته آليستر مک لگورم، آنچه واقعاً مايه نگراني است اين است که ميزان زباله هاي دريايي درست به تناسب افزايش جمعيت انسان در جهان همچنان رو به افزايش دارد. وي مي گويد؛ «اگر شما اندازه زباله هاي ايجادشده در سال 1980 را در نظر بگيريد، مي بينيد ميزان زباله ايجادشده بسيار کمتر از ميزاني است که امروزه توليد مي شود و در اين ميان اساساً ما با استفاده از انواع پلاستيک در زندگي روزمره بسيار تنبل و بي فکر شده ايم. » وي مجدداً تاکيد کرد زباله هاي دريايي خسارتي کاملاً اجتناب ناپذير دارد و دولت ها بايد با تمرکز بيشتر بر راه هاي پيشگيري از ورود زباله به مسيرهاي دريايي به نحوي اين مشکل پرهزينه را کنترل کنند. وي تاکيد کرد؛ «هنگامي که زباله ها به محيط هاي آبي راه مي يابند، رقيق و آبکي مي شوند و هزينه جمع آوري هر واحد زباله از هزينه گردآوري آنها پيش از ورود به آب بسيار گران تر است. بنابراين دولت ها بايد روش هاي بسيار مناسبي براي دفن زباله ها در خشکي اعمال کنند و در اين زمينه بازيافت برخي مواد به خصوص بازيابي پلاستيک ها به ويژه بطري هاي پلاستيکي نيازمند توجه بسيار جدي است.» 


![]()















| Design By : Night Skin |


