بشر و محیط زیست
سوگواري براي جنگل هاي دنا بهمن ايزدي * / www.dena2000.com وقتي به فکر بيابان زدايي و جلوگيري از روند تخريب زادبوم ها تحت تاثير گسترش بيابان ها مي افتيم بلافاصله در ذهن مان اقدامات پيشگيرانه در حاشيه بيابان ها يا مناطق کويري مصور مي شود. اما وقتي به دقت عوامل بيابان زايي را بررسي مي کنيم بيشتر متوجه مي شويم بسياري از بيابان هاي موجود در روزگاري نه چندان دور جزء اکوسيستم جنگلي و حتي بانک ژنتيک گياهي کشور محسوب مي شدند که با دخالت هاي بي مورد و نا آگاهانه سودجويان به دشت هايي عاري از گياه و مملو از شن هاي روان تبديل شده اند. خوشبختانه هنوز در برخي از بيابان هاي کشور به عرصه هايي برمي خوريم که وجود تک درخت ها يا مجتمع چندين درخت کهنسال که به دليل اعتقادات مذهبي مردم يا محافظت آگاهانه زيستمندان از گزند تخريب در امان مانده اند، دليل مستندي بر وجود اکوسيستم جنگلي در زمان هاي گذشته بيابان هاي اخير کشور است. در چند دهه گذشته سوءمديريت يا نبود کارايي بخش دولتي موجب شده بدون در نظر گرفتن ملاحظات زيست محيطي نسبت به اجراي برخي از فعاليت هاي عمراني يا صنعتي نظير پروژه هاي جاده کشي، انتقال خطوط گاز و نفت، تبديل اراضي مرتعي به کشاورزي، سدسازي، شهرک سازي، ايجاد مجتمع هاي صنعتي و پتروشيمي و... به طبيعت کشورمان لطمات جبران ناپذيري وارد شود. از جمله اتفاقات اخير تخريب جنگل هاي بلوط زاگرس مرکزي در منطقه استحفاظي دنا توسط شرکت ملي گاز به منظور انتقال خط دهم لوله گاز بندر عسلويه به مناطق شمال و شمال غرب کشور است. مجريان شرکت ملي گاز با وجود مسيرهاي ديگر که خسارت کمتري به طبيعت وارد مي کرد، مسيري را انتخاب کرده اند که هزاران درخت قرباني تصميمات نادرست آنان شده است و هم اکنون شام غريبان ديگري براي جنگل هاي ايران و علاقه مندان به طبيعت را رقم زده اند. آنان با شکستن تنه هاي بلوط، شاخه هاي انسانيت را هدف قرار دادند و هم اکنون دوستداران اين آب و خاک، خبر دلخراش هجوم به درختان بي پناه را با چشمان نمناک، بغض هاي شکسته و فريادهاي بريده به هم مي رسانند و در سوگ شام غريبان جنگل هاي زاگرس، به دليل بي رحمي برخي از همنوعان حضوري سرافکنانه، شرمسار و خاموش دارند. در فاجعه پاک تراشي جنگل هاي بلوط دنا چند نکته مهم وجود دارد که پرداختن به آنها شايد تکراري هم باشد اما لازم است از مسوولان سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان متولي منطقه حفاظت شده دنا سوال کنيم که در زمان تخريب جنگل هاي مظلوم دنا از حوالي روستاي سينه نمک تا حوالي بنستان و به طرف دشت جنوب غربي ميمند، به طول شش کيلومتر و به عرض 21 الي 28 متر که عرصه يي حدود 14 هکتار جنگل بلوط و گونه هاي ديگر گياهي ناحيه زاگرس پاک تراشي شده است، کجا تشريف داشتند؟ آيا وظايف اصلي آنان حفاظت و حراست از منطقه تحت مديريت شان است يا برآورد نوع و محدوده هاي تخريب و اعلام ميزان خسارت هاي قانوني؟ آيا وصول يک ميليارد يا 210 ميليارد تومان خسارت از متجاوزان، جبران حتي بخش کوچکي از فاجعه عظيم زيست محيطي موجود و تخريب موصوف را مي کند؟ و اگر بر اين باورند، بنده اعلام مي کنم که اگر 210 ميليارد تومان تبديل به 210 ميليارد دلار هم شود حتي قادر به احياي 10 اصله درخت جايگزين نخواهند شد و اگر اين را هم باز باور ندارند پاي صحبت زيستمندان منطقه دنا و جنگل نشينان زاگرس بنشينيد و گوش دل بسپاريد به باورهاي قلبي آنان که متاثر از دانش بومي شان و تجاربي که بر اثر موانست با طبيعت پيدا کرده اند، مي گويند هنگامي که بتوان به يک شاخه درخت نورس بنه يا بلوط يک عدد مشک آب يا يک عدد چقه (پالتو پشمين چوپاني) آويزان کرد که شاخه آن نشکند به اين معنا است که آن درخت بيش از يکصد سال سن دارد. قابل ذکر است اينجانب چند سال پيش و در جوار منطقه تخريب شده به همراه 42 نفر از کارشناسان طبيعت و محيط بانان زحمتکش در سايه يکي از درختان بلوط منطقه دنا ناهار را صرف کرديم و به استراحت پرداختيم، در زير درخت بلوطي که مانند درختان قلع و قمع شده چند قرن شاهد ريزش برف دنا بودند و شايد اصلاً فکر نمي کردند مهر ماه امسال پاييز دل انگيزشان توسط برخي انسان هاي نابخرد يکباره به زمستان مبدل شود و هرگز صداي غزل مستي بلبلان را بر شاخسار بهاري شان نشنوند. حال مقايسه فرماييد که هيچ چيز ديگر و هيچ عدد و رقمي نمي تواند جبران کننده لطمه زيانبار و بحران زيست محيطي موجود باشد. آيا شما مي توانيد به موازات مدت زمان تخريب انجام شده، تنها يک درخت را جايگزين هزاران درخت قرباني شده کنيد که چوپان خسته از راه چقه خويش را به آن تکيه دهد و ديگر نگويد «کجاي اين شب تيره بياويزم قباي ژنده خود را؟» شايان ذکر است عملکرد سازمان متولي در تخريب موصوف حتي بيانگر نوشدارو پس از مرگ سهراب هم نيست. متاسفانه عملکرد ضعيف سازمان هاي ذي ربط در نگهداري از ارزش هاي طبيعي، ملي کشور موجب شده است که ما هم به عنوان يک ايراني همواره شرمسار فرزندان خويش و نسل آتي باشيم. گفتني است عوامل متعددي موجب بروز فاجعه زيست محيطي دنا شده است که از جمله مي توان به عدم هماهنگي سازمان هاي دولتي نظير اداره حفاظت محيط زيست و اداره منابع طبيعي کهکيلويه و بويراحمد اشاره کرد. شايد اگر در مورد تعيين مسير خط لوله گاز موصوف توسط سازمان هاي فوق بررسي جدي و هماهنگي لازم صورت مي پذيرفت و از موازي کاري پرهيز مي شد هم اکنون جنگل هاي شاداب و کهنسال منطقه دنا همچنان پناهگاه انواع پرندگان و مامن سنجاب هاي ناحيه زاگرس بود و جنگل مذکور ويران و تبديل به غمکده نمي شد. شايد اگر در تصميم سازي هاي بخش دولتي حضور، مشارکت و مديريت جوامع محلي و حضور جدي دلسوختگان و حاميان محيط زيست را لحاظ مي کردند هم اکنون شاهد به مسلخ کشيدن انبوه درختان بي پناه که هر کدام شان در طول عمر 300 الي 400 ساله خويش به زمين و بشريت فايده رسانده اند، نبوديم. شايان ذکر است منطقه 19ساله حفاظت شده دنا در حد فاصل چهار استان فارس، کهکيلويه و بويراحمد و چهارمحال و بختياري و اصفهان قرار دارد که به دليل گستردگي و مرتفع بودن آن و دارا بودن 47 قله فراتر از چهار هزار متر، از جمله ذخيره گاه هاي ژنتيک گياهي و جانوري و يکي از حوضه هاي مهم آبخيز کشور به شمار مي آيد که به دليل ويژگي هاي ارزشمند زيست محيطي حتي قابليت تبديل شدن به پارک ملي را دارد، اما به دليل مديريت ضعيف سازمان متولي در چند سال اخير شاهد تعرضات سود جويان به عرصه هاي طبيعي و خانواده هاي گياهي و جانوري منطقه هستيم که از جمله عوامل تهديد کننده و مخرب، هجوم چوپانان و عشاير به ارتفاعات، مراتع و زيستگاه هاي جانوري دنا است که از بهار سال 1386 شروع شد و همچنان با تعرض و چرا در مناطق امن دنا و نقاط حائز اهميت ديگر نظير شهلي آباد، چشمه آب اسپيد، تنگ رود قر، ارتفاعات گل پري، دره اتابکي، منطقه آسماني، برخي از ارتفاعات دناي شرقي و... ادامه دارد. موضوع موصوف و تجاوز به عرصه هاي استحفاظي مقدس دنا در وهله اول تخريب اکوسيستم کم نظير دنا و به هم خوردن تعادل و توازن اکولوژيکي دنا را به همراه داشته و ثانياً اعمال مديريت و اتخاذ رويه واحد متولي را مخدوش کرده و طي آن خسارت هاي زيست محيطي جبران ناپذيري را به مواهب طبيعي و انفال منطقه دنا به بار آورده است و اين در حالي است که منطقه مرتفع دنا به عنوان يکي از منابع مهم آبخيز کشور نقش موثري در تامين حدود نيمي از آب کشور و رونق اقتصادي چندين استان ايفا مي کند و حداقل به همين دليل بايد تحت حفاظت ويژه يي قرار بگيرد که کوچک ترين آسيبي به گونه هاي گياهي و جانوري منطقه و استپ هاي ارتفاعات گوناگون آن وارد نشود. نگارنده تاثيرات شوم هجوم گله داران و تخريب موصوف را در روزنامه همشهري شماره 4330 مورخ 9/5/86 به نظر مخاطبان رساند و طي آن نيز پيگيري هاي مکاتبه يي و شفاهي با مسوولان سازمان محيط زيست داشته است که متاسفانه به دليل بي توجهي مسوولان امر ادامه روند تخريب و تجاوز به عرصه هاي مرتفع دنا اثرگذارتر بوده است. در بهار و تابستان امسال نيز شاهد تجاوز گسترده گله داران به عرصه هاي جديد در دنا بوديم و بسياري از مراتع محل چراي کل و بز و وحوش دنا مورد بي مهري و تاخت و تاز و تخريب آنان قرار گرفت و سازمان حفاظت محيط زيست صرفاً نقش نظاره گر و عامل برآورد ميزان بروز خسارت هاي حقوقي و قانوني را داشت. شايد ادامه همين بي توجهي ها و عدم حضور موثر مسوولان در حوزه هاي تحت مديريت شان يکي از عوامل اصلي تشديد تخريب و از بين رفتن جنگل هاي بلوط سينه نمک است که تحت تاثير آن اداره منابع طبيعي ياسوج خود را مختار به صدور مجوز تخريب درختان بلوط زاگرس در عرصه يي مي کند که جزء مناطق استحفاظي و تحت سرپرستي اداره کل حفاظت محيط زيست استان کهکيلويه و بويراحمد است. به هر تقدير فاجعه دلخراش قرباني شدن جنگل هاي بلوط زاگرس مياني زخمي است بر پيکر طبيعت مظلوم کشورمان که هيچ مرهمي ندارد. اما انتظار مي رود با بروز حساسيت موجود جامعه نسبت به فاجعه غيرقابل جبران دنا و ابراز انزجار جانبداران محيط زيست از واقعه اسفناک مذکور، سياستگذاران و مجريان طراز اول کشور با حمايت بيشتر از طبيعت کشورمان و ريشه يابي بحران زيست محيطي دنا نسبت به معرفي متجاوزان و تعمد يا اهمال کاري مسوولان ذي ربط و نهايتاً مجازات دست اندرکاران اقدام کنند تا در آينده شاهد توقف تخريب طبيعت و عدم بروز اشتباهات از جانب مسوولان و سازمان هاي ذي ربط حافظ اکوسيستم هاي گوناگون کشور باشيم. بديهي است در اين صورت نيز افراد سودجو بيشتر متوجه عواقب شديد تعرض و تصاحب ارزش هاي ملي، طبيعي کشور مي شوند. *رئيس هيات مديره کانون سبز فارس ورود حجم بسيار بالا و بي رويه رسوبات اصلي ترين معضل تالاب بين المللي انزلي است که در يک قرن اخير حيات اين پهنه ارزشمند آبي جهان را به مخاطره انداخته است. به گزارش مهر، حوضه آبخيزي که وارد تالاب انزلي مي شود، حدود سه هزار و 610 کيلومتر مربع است و سالانه مقدار بسيار قابل توجهي رسوبات از طريق 27 رودخانه وارد اين ذخيره گاه ژني بين المللي مي شود. متاسفانه ورود بي رويه رسوبات روز به روز روند کاهش متوسط عمق تالاب بين المللي انزلي را تسريع مي بخشد و از اين رو بايد با ارائه راهکارهاي عملي مانع ورود حجم بالاي رسوب از حوضه آبخيز اين پهنه آبي باارزش شد. روند توالي تالاب ها سرانجام به جنگل مي انجامد بنابراين ورود بيش از اندازه رسوب در منطقه مي تواند اين روند را بسيار سرعت بخشد، متاسفانه هم اکنون در قسمت هاي متعددي از تالاب بين المللي انزلي امکان تردد براي قايق ها ممکن نيست و اين امر يکي از معضلات اين پهنه آبي و ذخيره گاه ژني است که بايد تمامي ارگان ها در اين زمينه توجهي ويژه داشته باشند. مديرکل محيط زيست استان گيلان در اين خصوص به مهر گفت؛ با توجه به مطالعه ليمونولوژيک انجام شده توسط متخصصان در نيم قرن اخير هزار ميليارد متر مکعب رسوبات مختلف وارد تالاب بين المللي انزلي شده که حجم اين ميزان رسوبات موجب کاهش عمق تالاب از 12به 5/2 تا سه متر شده است. کامران زلفي نژاد با بيان اينکه اين مقدار رسوبات از طريق پنج رودخانه وارد گستره بيش از 19 هزار هکتاري تالاب انزلي شده است، اظهار داشت؛ براي نجات اين تالاب طرح احياي آن بر اساس مصوبه سفر رئيس جمهوري به گيلان بايد از امسال اجرا شود. وي نصب تله هاي رسوب گير در دهانه پنج رودخانه ورودي به تالاب، لايروبي اين محيط آبي طبيعي بر اساس روش هاي علمي و جمع آوري گياهان آبزي شامل آزولا و ني تالابي را از مهم ترين کارهاي احياي تالاب انزلي عنوان کرد. مديرکل محيط زيست استان گيلان ادامه داد؛ طرح احياي تالاب بين المللي انزلي در يک دوره 10ساله و با اعتبار 150 ميليارد ريال اجرا مي شود. وي همچنين با بيان اينکه سالانه 70 ميليون تن رسوبات وارد اين تالاب مي شود، يادآور شد؛ رسوبات اين تالاب کارايي بسياري دارد و مي توان از آن براي سفال سازي و همچنين در گلخانه ها استفاده کرد. تالاب انزلي مانند يک منطقه ضربه گير عمل کرده و حجم بالايي از آب باران و رسوبات رودخانه هاي بالادست را در خود جاي مي دهد و جلوي سيلاب، رانش زمين و آب گرفتگي در منطقه را مي گيرد. 27 رودخانه يي که از حوضه آبريز وارد تالاب انزلي مي شود70 ميليون تن رسوبات و همچنين 40 ميليون تن فاضلاب را وارد اين ذخيره گاه ارزشمند مي کنند. خشک شدن تالاب نه تنها زيستگاه ماهيان و پرندگان را به خطر مي اندازد بلکه بر زندگي ساکنان منطقه نيز به شدت تاثير منفي مي گذارد. از دلايلي که شهرستان انزلي براي اجراي پروژه مهم (CDS طرح جامع مديريت شهري) از محل بانک جهاني انتخاب شده است وجود تالاب بين المللي انزلي در مجاورت اين شهر و لزوم حفظ و حراست از اين تالاب ارزشمند است. سرپرست اداره حفاظت محيط زيست شهرستان انزلي در اين ارتباط گفت؛ پايش صنايع و آلاينده هايي که وارد تالاب مي شوند، صدور اخطار و ممانعت از فعاليت صنايع آلوده کننده و همکاري با مراکز علمي پژوهشي از جمله اقدامات اين اداره براي حفاظت از تالاب انزلي است. اکبر ميغي اظهار اميدواري کرد با اجراي طرح ساماندهي تالاب انزلي و اتمام پروژه هاي فاضلاب بهداشتي شهرهاي رشت و انزلي و اجراي طرح هاي توسعه شهري با لحاظ کردن مسائل محيط زيستي جلوي نابودي اين تالاب ارزشمند گرفته شود. تجربه اسفناک درلوندويل سعيده وحيدنيا: گوزن زرد و مرال هاي رها سازي شده درمنطقه لوندويل آستارا با مشکلات متعددي از جمله خوردن زباله هاي بيمارستاني به جاي غذا مواجه شده اند. به گزارش خبرگزاري محيط زيست ايران، دکتراسماعيل کهرم، استاد دانشگاه گفت: اين پروژه در ابتدا نيز با مخالفتهايي روبرو بود اما مسئولان پيشين سازمان محيط زيست اقدام به رها سازي 14 راس مرال و گوزن زرد کردند. اين 14 راس بعد از مدتي به 20 راس رسيد اما در حال حاضر به دليل نبود زيستگاه وغذاي مناسب در حال کم شدن از تعدادشان هستند. اين استاد دانشگاه افزود: زيستگاه اصلي مرال در ارتفاعات بالاي 400 متر است که در حال حاضر تعدادي از اين گونه را در لوندويل که ارتفاعي 22 – متر از سطح آب پايين تر و پست تر است رها سازي کرده اند. همچنين گوزن زرد که زيستگاه اصليش در کرخه و دز است را به اين منطقه در آستارا آورده اند و رها کرده اند. وي گفت : نبود زيستگاه مناسب خود يکي از عوامل عمده براي از بين رفتن اين دو گونه نادر است اما با افزودن زباله هاي بيمارستاني به عنوان غذاي اين جانوران، مشکلات از بين رفتن و کشته شدن آنها بيشتر شده است. کهرم افزود: بايد به مسئولان فعلي سازمان حفاظت محيط زيست گوشزد کرد که اشتباه مسئولان گذشته را تکرارنکنيد. سعيده وحيدنيا: به گفته برخي منابع آگاه شمار گورهاي باقيماند در منطقه حفاظت شده توران، بيش از يک صد راس نيست. به گزارش خبرگزاري محيط زيست ايران، دکتر اسماعيل کهرم وجود آغل هاي متعدد در اين منطقه حفاظت شده را از جمله مشکلات عمده توران توصيف کرد و با نهايت تاسف گفت : در واقع اين منطقه مبدل به رقابت گاهي بين گورخر گوسفند شده است. گوسفندان غذاي آهو و جبير را که علف است مي خورند و در تنيجه غذايي براي آهوو غزال ها نمي ماند و آنها از بين مي روند. با از بين رفتن آنها يوزپلنگ که غذاي اصليش آهو جبير وغزال است از بين مي رود و در نهايت آنها نيز به همراه گورخر ايراني از بين رفته و نسلشان با خطر انقراض مواجه مي شوند . وي افزود: سازمان محيط زيست به جاي اينکه به کارهاي غير علمي و غير اصولي مثل کشيدن فنز به دور گورخر ايراني بپردازد، بايد هرچه سريعتر گوسفندان را از اين پارم ملي خارج کند . به دليل اينکه با وجود آغل هاي وسيعي که براي اين گوسفندان درست شده است ديگر مرتعي براي ديگر جانداران اين منطقه باقي نخواهد ماند . کهرم در پايان گفت : متاسفانه در اين منطقه شتر هم ديده شده است . شترها روزي 40 ليتر آب و علفهاي مرغوب را مي خورند که همين امر باعث ايجاد مشکلاتي براي ديگر جانوران منطقه توران شده است. مديرکل محيط زيست کهگيلويه و بويراحمد از دستگيري عاملان قطع درختان بلوط در منطقه حفاظت شده دنا خبر داد. جليل بادام فيروز گفت: پيمانکاران مجرم که مجري طرح انتقال گاز از عسلويه به مناطق شمالي کشور بودند دستگير و از آنها انگشت نگاري شده و هم اکنون در دست مجريان قانون هستند. اين مقام مسئول با تاکيد بر اينکه هيچگونه مجوزي براي قطع اين همه درخت آن هم در اين مسير حفاظت شده به هيچ مرجعي از سوي سازمان محيط زيست داده نشده افزود: اسناد و مدارک نشان مي دهد که اين تخريب غير قانوني و بر خلاف ملاحظات زيست محيطي بوده است. پيش از اين مشاور حقوقي قرارگاه خاتم الانبياء به مهر گفته بود براي انجام اين پروژه تمام مجوزهاي زيست محيطي را از مراجع مربوط اخذ کرده است. اين در حالي است که دادستان شهرستان دنا به مهر گفت: سازمان منابع طبيعي که هيچ گونه مسئوليتي در حفاظت از اين منطقه جنگلي نداشته مجوز برداشت و بروز اين فاجعه زيست محيطي را به اين قرارگاه داده است. با اين حال دادستان استان کهگيلويه و بويراحمد تعداد درختان قطع شده در منطقه حفاظت شده را سه هزار و 357 اصله دانست در حالي که يک گروه ارزيابي زيست محيطي تعداد اين درختان را بالاتر از 12 هزار اصله برآورد کرده است. اين در حالي است که مقامات محلي از توقف فعاليت انتقال خط لوله گاز عسلويه به مناطق شمالي کشور و انتقال اين خط لوله به راهگذر تعيين شده قبلي با کمترين خسارت زيست محيطي در منطقه حفاظت شده دنا خبر مي دهند. فعاليت مجريان طرح انتقال گاز منطقه عسلويه به مناطق شمالي کشور که منجر به قطع درختان بلوط در منطقه حفاظت شده دنا شد با شکايت اداره محيط زيست کهگيلويه و بويراحمد متوقف و انتقال اين خط لوله به مسير راهگذر سابق که تجربه انتقال 3 خط لوله گاز ديگر را در سالهاي قبل دارد انتقال يافته است. چهارشنبه گذشته، خبري مبني بر توقف پروژه جنجالي احداث جاده عليآباد - شاهرود در همشهري منتشر شد. اين خبر از آن رو اهميت داشت كه طي آن، وزير راه و ترابري با اشاره به اينكه اين طرح(احداث جاده) توجيه اقتصادي ندارد خواستار توقف اين پروژه شده بود. وي اجراي هر طرحي در اين زمينه را منوط به مطالعات زيستمحيطي دانسته و اعلام كرده بود اين وزارتخانه در حال مطالعه مسير ديگري است كه در آينده نزديك نتيجه آن اعلام ميشود. اما بهنظر ميرسد تخريب جنگل ابر، تمامي ندارد. اجراي طرح انتقال آب چشمههاي قطري به شاهرود، كه عمليات اجرايي آن يكسال پيش آغاز شده در گذر از جنگل ابر، بخشي از اين منطقه جنگلي بينظير را به ويراني ميكشاند. دكتر امير حسين وليان، دبير جمعيت ديدهبان طبيعت، در اين باره به همشهري گفت: قرار است با خطوط لوله قطور، آب چشمههاي قطري به شاهرود منتقل شود. مشاور طرح با مطالعاتي كه انجام داده مدعي 400 ليتر دبي آب در اين چشمهها شده و براساس اين توجيه عمليات اجرايي طرح از يكسال پيش آغاز شده است، اين در حالي استكه هيچ كارشناسي حتي يك دهم اين ميزان آب را تاييد نكرده است. وي ضمن انتقاد از بيتوجهي مسئولان محيطزيست نسبت به اجراي طرحهاي عمراني در منطقه جنگلي ابر، افزود: بخشي از پروژه به طول 40 كيلومتر با لولههاي قطور در مناطق بياباني و دشتهاي كشاورزي به اجرا در آمده، اما از آنجايي كه متوليان پروژه دريافتهاند كه آبي براي انتقال به شاهرود وجود ندارد و مقدار آن بسيار كمتر از مقداري است كه مشاور طرح اعلام كرده، به همين دليل خريد چاههاي كشاورزي را در دستور كار قرار دادهاند، در مواردي نيز بهويژه در اراضي پايين دست اقدام به حفر چاه كردهاند تا از اين طريق آب مورد نظر را تامين و پروژه را توجيه كنند. باوجوداين،آنچه در اين ميان باعث نگراني است اينكه براساس طرح موجود، خطوط لوله از بلندترين نقطه جنگل عبور ميكند و اكنون مجري در ادامه عمليات لولهگذاري به منطقه پوشيده از درختان جنگلي و به نقطهاي رسيده كه حتي در قرار داد اجرايي هم به صراحت ذكر شده است كه هر گونه عملياتي در اين منطقه بايد بدون استفاده از ماشينآلات و صرفا با استفاده از نيروي انساني صورت گيرد؛ زيرا بهدليل شيب تند، عمليات با ماشين آلات مكانيكي سبب تخريب گسترده پوشش جنگل و قلع و قمع وحشتناك درختان ميشود. اما شواهد حاكي از آن است كه پيمانكار با اعلام اينكه عمليات اجرايي با نيروي انساني غيرممكن است در حال زمينهسازي براي استفاده از بولدوزر و بيل مكانيكي است. منابع طبيعي مخالف هر گونه تخريبي است مهندس زماني، رئيس اداره منابع طبيعي شاهرود درباره اين طرح به همشهري گفت: بهدليل حساسيت منطقه و همچنين به حداقل رساندن تخريبها، مديران ذيربط از منطقه مورد نظر بازديد كرده و ضمن بررسي، خط فني كار (مسير عبور لوله) را اعلام كردهاند. اين مسئول محلي در پاسخ به اين سؤال كه آيا منابع طبيعي موافق اجراي چنين طرحي است، عنوان كرد: بحث تامين آب، يك پروژه ملي و حياتي براي منطقه است و در اين زمينه مسئولان ارشد استان تصميم ميگيرند و براين اساس به سادگي نميتوان گفت اين طرح نبايد اجرا شود اما آنچه مسلم است بايد در اجراي هر طرح عمراني بهويژه در منطقه جنگلي ابر، ملاحظات زيستمحيطي با دقت تمام رعايت شود تا خسارات احتمالي به حداقل ممكن كاهش يابد. زماني، در واكنش به اين نكته كه كارشناسان معتقدند دبي آب چشمههاي قطري كمتر از يك دهم ميزاني است كه مشاور اعلام كرده، تصريح كرد: اجراي اين طرح بيش از 10ميليارد تومان هزينه دارد و براي فاز مطالعاتي آن هم مقدار قابلتوجهي هزينه شده كه البته اين مسائل ربطي به منابع طبيعي ندارد؛ بنابراين اگر هم مشكلي وجود دارد مشاور بايد به دستگاههاي ذيربط پاسخگو باشد. آنچه به منابع طبيعي مربوط است حفظ وصيانت از عرصههاي طبيعي و پوشش گياهي و جنگل است، بر همين اساس، با هر پروژه و طرحي كه باعث تخريب پوشش گياهي و جنگلي شود بهشدت مخالفيم و در حيطه مسئوليت خود و براساس ضوابط تعريف شده با آن مقابله خواهيم كرد، كما اينكه در حال حاضر عمليات لولهگذاري در منطقه جنگلي متوقف و منوط به اجراي لولهگذاري به شكل دستي شده است؛ چرا كه اجرا به شيوه دستي باعث كاهش 60 درصدي تخريبهاي احتمالي ميشود. رئيس اداره منابع طبيعي شاهرود در پايان تاكيد كرد: منابع طبيعي در اين زمينه هيچ مجوزي صادر نكرده و مجري و متوليان طرح، مجوزهاي لازم را از اداره محيطزيست اخذ كردهاند. زيستگاههاي ايران هر سال پذيراي حدود 5 ميليون پرندهاي است كه از سرزمينهاي شمالي براي زمستان گذراني به كشورما روي ميآورند. حركت اين پرندگان از مبدا بسته به آغاز سرما و شدت آن درمناطق شمالي دارد. كارشناسان ميگويند امسال سرماي زودرس در نقاط مبدا از جمله سيبري، قزاقستان وتركمنستان، سبب شده پرندگان كوچنده كمي زودتر دست به مهاجرت هر ساله بزنند. اكنون يك ماه از ورود خوتكاي ابرو سفيد به تالابهاي ميانكاله و انزلي ميگذرد. همچنانكه اين روزها تالابهاي امير كلايه، سلكه و ديگر محلهاي زمستان گذر، ميزبان انواع پرندگان كوچنده نظير كاكايي لب آبچر هستند، فلامينگوها، اردكهاي كله سبز، قوها، حواصيلها، ماهي خورها و ديگر پرندگان هم از راه ميرسند. شكار غيرمجاز، دلسوزيهاي غيرمسئولانه، تخريب زيستگاهها و خشك شدن تالابها عواملي است كه هرسال حيات اين پرندگان را تهديد ميكند به همين دليل هر سال ازشمار اين پرندگان كاسته ميشود. دكتر اسماعيل كهرم، استاد محيطزيست و پرنده شناس، در اين باره به همشهري گفت: آنچه امروز امنيت پرندگان كوچنده را تهديد ميكند شكار بيش از حد مجاز پرندگان است بهطوري كه سال گذشته با وجود آنكه سازمان محيطزيست، صيد پرندگان را ممنوع اعلام كرده بود اما شاهدان عيني و محليها گزارش دادند كه شكارچيان غيرمجاز بيتوجه به قوانين به جان پرندگان افتادهاند بهطوري كه در حوالي آشوراده- يكي ازمكانهاي زمستانگذراني پرندگان مهاجر – صداي گلوله شكارچيان در ساعات اوليه صبح، لحظهاي قطع نميشده است. البته صيد بيرويه، سالهاست كه گريبان پرندگان مهاجر را گرفته به همين دليل است كه سال گذشته تعداد فلامينگوها، قوها و مرغابيهاي مهاجر در زيستگاههاي شمالي 5 هزار بال سرشماري شد در حالي كه اين تعداد، سه دهه پيش بالغ بر 70 هزار بال گزارش شده است. دلسوزي، بلاي جان پرندگان كوچنده وي دلسوزيهاي غيرمسئولانه را از ديگر عوامل تهديدكننده پرندگان كوچنده عنوان كرد و افزود: سال گذشته بالغ بر 4 هزار قوي مهاجر در اطراف فريدونكنار فرود آمدند. در اين ميان جمعي از مردم علاقهمند به محيطزيست از روي دلسوزي با جمع كردن پول از طرفداران حيوانات، براي اين پرندگان دانه تهيه كردند. اين كار گرچه قابل ستايش است اما از نظر علمي درست نيست و تبعات ناگواري دارد. از جمله سبب ميشود اين پرندگان در محل باقي بمانند زيرا يكي از دلايل مهاجرت كمبود غذاست. درحالي كه اگر قوها به حال خود رها ميشدند به زيستگاههاي نواحي مركزي و جنوبي كشور روي ميآوردند و اين سبب ميشد تا فشاري روي يك زيستگاه نباشد. نكته ديگر اينكه ماندن قوها دريك نقطه سبب تجمع حيوانات شكارچي در منطقه ميشود. از سوي ديگر، اين پرندگان در مواردي با سيمهاي فشار قوي برخورد كردند و در نتيجه شماري از آنها تلف شدند. اين نشان ميدهد كه نبايد سرخود دست به اقداماتي از اين قبيل زد بلكه بايد اين امور را به طبيعت سپرد. كهرم، از خشك شدن تالابهاي كشور بهعنوان يكي ديگر از عوامل تهديدكننده محلهاي امن پرندگان مهاجر ياد كرد و گفت: ايران يكي از كريدورهاي اصلي پرندگان مهاجر است اما خشك شدن تالابها يكي پس از ديگري اين كريدور را ناامن كرده است. براي نمونه، گاوخوني به كلي خشك شده، همچنانكه پريشان، هامون، بختگان و تالابهاي ديگري كه هر سال ميزبان هزاران پرنده بود اكنون قابليت خود را براي ميزباني از دست داده است. ضرورت پايش زيستگاهها مهندس پرويز بختياري، مدرس پرنده نگري نيز در اين باره به همشهري گفت: مهمترين مسئلهاي كه متأسفانه تاكنون ناديده گرفته شده، مديريت پرندگان كوچنده در فصل مهاجرت است. در حالي كه ضروري است در زمان مهاجرت، هر روز تالابها و ديگر محلهاي زمستان گذراني پايش شود تا درصورت مشاهده هر نوع بيماري بهخصوص آنفلوانزاي مرغي، مديريت ويژه اعمال شود. وي در ادامه گفت: چند سالي است كه تعداد برخي گونههاي مهاجر به كشور كم شده كه با پايش زيستگاهها ميتوان اينگونهها را شناسايي و عوامل كاهش جمعيت آنها را بررسي كرد. براي نمونه، گونه عروسغاز بسياركم و نادر شده و علت اين كاهش هم مشخص نيست. بختياري تصريح كرد: پرندههاي كنار آبزي و آبزي به لحاظ بينالمللي و ملي از اهميت ويژهاي برخوردارند در حالي كه در كشور ما چندان به اين پرندهها اهميت نميدهيم، تا آنجا كه اصلا براي ما مهم نيست كه چرا «گيلانشاه خالدار» اينگونه نادر، سالهاست در ميان پرندگان مهاجر ديده نشده؛ شايد هم منقرض شده است؛ پرندهاي كه از مناطق شمالي به ايران ميآمد و با عبور از كشور ما به آفريقا مهاجرت ميكرد. خروس كولي دشتي هم از گونههايي است كه وضعيت بحراني دارد. پايش ميتواند به بسياري از پرسشها پاسخ دهد و زمينه را براي حفاظت از اين پرندگان نادر فراهم سازد. اين مدرس طبيعت گردي هم در بخشي از سخنان خود از دلسوزيهاي غيرمسئولانه انتقاد كرد وگفت: ما خيلي وقتها قصد خدمت به حيوانات وحيات وحش داريم اما براثر ناآگاهي در واقع باعث نابودي آنها ميشويم. براساس مطالعات علمي هر چيزي در طبيعت بايد سير طبيعي خود را طي كند زيرا دخل و تصرف باعث برهم زدن نظم ميشود. اگر پرندهاي براثر كم غذايي ميميرد اين قانون طبيعت است. ما نبايد با اقداماتي نظير دانه دادن به پرندگان آن را جبران كنيم. بهترين حمايت فقط وفقط حفاظت از زيستگاهها به دور از دخل و تصرف است. مطمئن باشيد طبيعت كار خودش را بهتر از ما انجام ميدهد. رییس فراكسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی گفت: جدیدترین آمارها نشان میدهد خسارات آلودگی هوا در ایران تا سال ۲۰۱۶ میلادی به ۱۶ میلیارد دلار میرسد. مهندس تابش روز دوشنبه در سومین همایش و نمایشگاه تخصصی مهندسی محیط زیست با اشاره به اینكه محیط زیست محك حكمرانی خوب حكومتها در جهان است، افزود: آمارها نشان میدهد با تقریب جمعیت ۱۰۰ میلیون نفری ایران در سال ۱۴۰۰ سرانه آب تجدید شونده برای هر نفر یكهزار و ۳۰۰ متر مكعب خواهد بود كه این رقم در سطح بحرانی است. این در حالیست كه این سرانه آب در سال ۱۳۴۰ هفت هزار متر مكعب و در سال ۱۳۷۶ دو هزار و ۱۰۰ متر مكعب بوده است. وی با اشاره به اینكه در سال ۱۳۸۰ حدود ۹۲ درصد از آب كشور صرف بخش كشاورزی شده است، گفت: آمارها نشان میدهد راندمان آب كشاورزی در ایران ۳۸ درصد است و در حالی كه در جهان تلفات آب این بخش ۲۵ تا ۴۰ درصد است این رقم در كشور ما به طور متوسط ۶۰ درصد بوده و میزان اتلاف آب به دلیل فرسودگی شبكه انتقال نیز حدود ۳۰ درصد است. رییس فراكسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی خسارات سالانه آلودگی هوا در كشور را حدود ۱۴ هزار میلیارد ریال و معادل ۶/۱ دهم درصد تولید ناخالص داخلی دانست و افزود: آمارها نشان میدهد در افق سال ۲۰۱۶ میلادی این رقم به ۱۶ میلیارد دلار برسد. وی فرسایش سالانه خاك در كشور را معادل یك میلیون هكتار تخریب مزارع دانست و تصریح كرد: هر سال یك درصد از حجم مخازن سدهای كشور به دلیل فرسایش خاك كاهش مییابد. رییس فراكسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی ارزش هر هكتار مرتع را سالانه ۲۳۲ دلار دانست و گفت: این در حالیست كه ارزش هر اصله درخت تنها به لحاظ طبیعت گردی ۱۰۰ دلار است. وی به مخاطرات زیستمحیطی دریای خزر اشاره كرد و گفت: متاسفانه ورود سموم و فلزات سنگین به این دریا تهدیدی جدی برای آن محسوب میشود. در عین حال عدم دفع بهداشتی زباله و تكمیل شبكه فاضلاب و ورود فاضلابهای شهری نیز موجب مخاطرات جدی این دریا شده است. رییس فراكسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینكه تا سال ۸۴ تنها ۵/۱۲ میلیون نفر از جمعیت كشور تحت پوشش شبكه فاضلاب بودهاند، گفت: شاخصهای جهانی برخورداری از شبكه فاضلاب به طور متوسط ۷۰ درصد است كه این رقم در كشور ما تنها ۲۷ درصد است. وی با اشاره به اینكه روزانه ۵۰ هزار تن زباله در مناطق شهری تولید میشود افزود: این در حالیست كه تنها ۱۰ هزار تن از این رقم دفن بهداشتی و بازیافت شده و مابقی به صورت سنتی دفن میشوند كه این امر موجب شده ۶۰ درصد منابع آبهای زیر زمینی و سطحی كشور آلوده شود. رییس فراكسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی به گزارش شاخصهای عملكرد زیستمحیطی كشور در سال ۲۰۰۸ میلادی (EPI) اشاره كرد و گفت: بر اساس این شاخصها ایران در میان ۱۴۹ كشور جهان با كسب نمره ۹/۷۶ در مقام شصت و هفتم جهان است. از سوی دیگر در میان كشورهای خاورمیانه و شمال افریقا نیز در مقام ششم قرار داریم. وی به گزارش كمیسیون كشاورزی مجلس در زمینه وضعیت محیط زیست و سازمان حفاظت محیط زیست اشاره كرد و گفت: در این گزارش تاكید شده است ضعف جدی در عملكرد سازمان محیط زیست و ضعف نظام مدیریتی در ساختار این سازمان وجود دارد كه باید در آن تجدیدنظر شود. رییس فراكسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی عدم انجام اقدامات عملی در زمینه استانداردسازی تنوع زیستی در كشور، عدم انجام خوداظهاری در بخشهای صنعتی، ناتوانی در كاهش مصرف سموم و كودهای كشاورزی شیمیایی، عدم اقدام لازم در بحث مدیریت پسماند و غیره را از جمله موارد اشاره شده در این گزارش دانست و گفت: در كمیسیون كشاورزی مجلس تاكید شده است كه سازمان حفاظت محیط زیست نتوانسته است آلودگی هوای كلانشهرها را بر اساس بند «الف» ماده ۶۲ قانون برنامه چهارم توسعه تا پایان برنامه چهارم به استانداردهای جهانی برساند از سوی دیگر علیرغم اینكه باید تا پایان برنامه چهارم دو میلیون دستگاه خودرو فرسوده از رده خارج میشد تنها شاهد خروج ۳۰۰ هزار خودروی فرسوده بودهایم. وی به تشكیل نشدن صندوق ملی محیط زیست اشاره كرد و گفت: ایران در زمینه شاخصهای زیستمحیطی جهانی نیز نزول داشته است كه باید در این زمینه اقدام عاجل صورت گیرد. رییس فراكسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی اصلاح قوانین موجود و تدوین قوانین به روز و بازدارنده، برنامهریزی در حوزههای مختلف مطابق با واقعیتهای جامعه، سیاستگذاری، نظارت و كنترل صنایع و واحدهای صنعتی توسط سازمان حفاظت محیط زیست و اراده عالی سیاسی كشور به سمت توسعه پایدار مبنی بر رعایت ملاحظات زیستمحیطی را ضروری خواند و افزود: شاید اگر شورای عالی محیط زیست طی سالهای گذشته تشكیل میشد بسیاری از معضلات امروز را نداشتیم. وی در عین حال بر نقش تشكلهای زیستمحیطی بر آگاهسازی افكار عمومی، تعامل دانشگاهها با دولت و مجلس و چاره اندیشی برای اشتغال فارغ التحصیلان رشته محیط زیست را نیز ضروری دانست. قمصری، معاون آموزشی و تحصیلات تكمیلی دانشگاه تهران نیز در این مراسم آزمندی، افزون طلبی و جهل بشر را از عوامل اصلی استفاده غیراصولی از محیط زیست دانست و گفت: امروز بسیاری از مسائل زیستمحیطی ابعاد جهانی یافته است. وی به تولید گازهای گلخانهای اشاره كرد و گفت: متاسفانه میزان تولید گازهای گلخانهای در جهان از ۵۰ میلیون تن از سال ۱۹۷۱ به ۵۰۰ میلیون تن در سال ۲۰۰۸ میلادی رسیده است.این در حالیست كه مقام ایران در تولید گازهای گلخانهای نیز از رتبه سیام به یازدهم رسیده كه این امر نیازمند توجه جدی مسئولان در بهینه سازی مصرف سوخت است. مهردادی، دبیر سومین همایش و نمایشگاه تخصصی مهندسی محیط زیست نیز گفت: از هزار و ۲۴۰ مقاله ارسالی به دبیرخانه این همایش ۵۰۹ مقاله پذیرفته شده است. روز گذشته دال معمولي بر آسمان تهران ديده شده است. به گزارش خبرگزاري محيط زيست ايران، پرويز بختياري پرنده شناسي روز گذشته بر فراز تهران يک عدد دال معمولي را مشاهده کرده است. بختياري معتقد است: به احتمال زياد اين پرنده در حال مهاجرت بوده است و از تهران هم به صورت عبوري مي گذشته است.دال معمولي از راسته شاهين سانان و خانواده باز و عقاب و لاشخور است، اين پرنده هم در کوهستان و هم در بيابان زندگي مي کند . نام علمي آن Gyps fulvus است اندازه بالهاي دال 95تا103 سانتي متر است و از پرندگان بومي ايران محسوب مي شود. آتش سوزي يکي از مهمترين علل از بين رفتن جنگلها و مراتع است و استان خوزستان نيز در سال جاري از اين قاعده مستثني نبوده و چندين آتش سوزي، بهترين عرصه هاي جنگلي استان را به تلي از خاکستر تبديل کرده است. ايران با وسعتي حدود 164 ميليون هکتار داراي 12 ميليون و 400 هزار هکتار جنگل و 90 ميليون هکتار مرتع است که ارزش اقتصادي و اهميت زيست محيطي غير قابل انکار اين منابع در حيات انسانها و فوايد چند جانبه آن به خصوص در حفاظت آب و خاک و افزايش آبهاي زيرزميني، تصفيه و پاکسازي هوا، تعديل آب و هوا، توليد محصولات دارويي، خوراکي و صنعتي، توليد علوفه و تامين خوراک دام قابل ذکر است. با وجود اهميت زياد منابع طبيعي، گسترش شهرکها و روستاها همراه با رشد روزافزون جمعيت، نياز به مواد غذايي، مصارف سوختي و ساختماني، ساکنين داخل و مجاور جنگل را بر آن داشته تا در پي کسب درآمد بيشتر به اين منابع روي آورده و از طريق تخريب، قطع بي رويه و غير مجاز، ايجاد فضا براي دامداري، آتش سوزي و تبديل جنگلها به زمينهاي زراعتي، سطح زير کشت خود را افزايش دهند و زمينه از بين رفتن اين منابع ملي را فراهم سازند. در اين ميان آتش سوزي در جنگلها و مراتع به عنوان يکي از خطرناکترين عوامل مخرب به شمار مي رود و در اثر بي توجهي انسانها و به صورت طبيعي در کمترين مدت ممکن، مساحت زيادي از اين منابع را نابود ساخته و به زمينهايي لخت تبديل مي کند. آتش سوزي از اين نظر که ممکن است منشأ انساني داشته باشد، يعني به خواست انسان يا در اثر بي احتياطي وي به راه افتد و سرمايه اي گرانبها را به نابودي بکشاند، مي تواند در بخش مربوط به آسيبهاي انساني مطرح شود و از آنجا که برخي از عوامل طبيعي در آتش سوزي جنگل نقش دارند مي توان آن را در بخش آسيبهاي ناشي از عوامل طبيعي نيز ذکر کرد، اما به سبب اهميت بسيار زياد آتش سوزي بهتر است که جايگاه ويژه اي را به تشريح اين موضوع اختصاص دهيم. در حال حاضر شاهد و ناظر هستيم آتش سوزي عمدي و غير عمدي جنگلها در استان خوزستان به خصوص شهرستانهايي همانند شوش، مسجدسليمان، دزفول، انديمشک، ايذه، بهبهان و باغملک يکي از مهمترين عوامل نابودي اين سرمايه ملي و انساني است. دو آتش سوزي در دشت شيمبار و يک آتش سوزي در جنگلهاي حفاظت شده پشت سد کرخه که منجر به تخريب و از بين رفتن حدود 60 هکتار از عرصه هاي جنگلي استان خوزستان شد اين موضوع را به معضلي جدي تبديل کرده است و تداوم چنين روندي باعث رقم خوردن آينده اي نه چندان زيبا براي حيات سبز خوزستان خواهد شد. مشاور مدير کل منابع طبيعي و آبخيز داري استان خوزستان در گفتگو با مهردر خصوص راههاي پيشگيري از آتش سوزي جنگل ها در اين استان اظهار داشت: پيشگيري بهتر از درمان در اين خصوص بهترين راهکار است. بدون ترديد در موضوع آتش سوزي متوالي جنگلهاي در استان نيز پيشگيري مهمتر و مطلوب تر و کم هزينه تر از مقابله با آتش سوزي است. مسلم مومني اصل افزود: کار فرهنگي و آموزشي پر هزينه و زمان بر است و از آن مهمتر متاثر از شرايط سياسي و اقتصادي است به قول معروف شکم گرسنه خدا نمي شناسد وقتي مردم سوخت کافي نداشته باشند چوب جنگل را قطع مي کنند. وقتي در آمد کافي ندارند از جنگل زمين مي سازند يا براي تامين امنيت، جنگل را از بين مي برند، بنابراين همه بخشهاي جامعه در ارتباطي سيستماتيک بر همديگر اثر مي گذارند و اينجا است که کار پيشگيري از آتش سوزي جنگلها مشکل مي شود. وي در خصوص راههاي پيشگيري در آتش سوزي در جنگلهاي عنوان کرد: تشکيل سمينارها و جشنواره ها و اجتماعات با شرکت اشخاص با نفوذ مناطق روستايي به ويژه مناطق هدف، انجام تحقيقات کاربردي به منظور جمع آوري اطلاعات مورد نياز، تهيه و تدوين مواد خواندني و آموزشي، لوحهاي فشرده، عکس و پوستر بر اساس نتايج سمينارها و تحقيقات انجام شده با محتوا و پيامهاي آموزشي در خصوص اهميت و فوايد و ضرورت حفظ و نگهداري از جنگلها از جمله راهکارهاي پيشگيري است. مومني خاطرنشان کرد: اجراي آموزشهاي رسمي و غير رسمي به منظور انتقال يافته ها و پيام هاي آموزشي در صورت امکان در قالب آموزش هاي رسمي وزارت آموزش و پرورش و نهضت سواد آموزي و توسط NGO ها و افراد علاقه مند، انتقال پيام ها به وسيله رسانه هاي جمعي مانند راديو و تلويزيون، مطبوعات، تشکيل کانونهاي جنگلباني در سطوح مرکز، استان، شهرستان، بخش و روستا با عضويت اشخاص حقوقي و حقيقي واجد شرايط، تهيه اساسنامه و شرح وظايف و دستورالعملهاي اجرايي کانونهاي جنگلباني و ارزيابي از عملکردها در پايان هر سال و باز خورد در فرايند اجرايي از ديگر راههاي موثر در پيشگيري از آتش سوزي در جنگل ها به شمار مي رود. مومني اصل همچنين در خصوص راه هاي مقابله با وقوع آتش سوزي در جنگل ها به تشکيل ستاد بحران اشاره کرد و گفت: اين ستاد با عضويت اعضاي کانونهاي جنگلباني، شهردار و رئيس آتش نشاني شهرستان به صورت دائمي و به صورت ويژه در فصول گرما تشکيل شود. شرح وظايف، دستورالعمل و برنامه عملياتي از ملزومات آغاز فعاليت مثبت ستاد بحران است که ظرف مدت يک هفته از زمان تشکيل ستاد تهيه و تدوين خواهد شد. مشاور مدير کل منابع طبيعي و آبخيزداري خوزستان همچنين به لزوم مديريت مطلوب بحراني هنگام وقوع آتش سوزي اشاره و تاکيد کرد: ستاد بحران زماني کار ساز است که با مديريت بحران اداره شود در غير اين صورت شاهد ادامه وضع موجود خواهيم بود. مديريت بحران علاوه بر اجراي وظايف مديريت شامل برنامه ريزي، هماهنگي، سازماندهي، بکارگيري بهينه منابع و امکانات، نظارت و کنترل و ارزيابي، بايد واجد شرايط ويژه اي مانند قدرت، قاطعيت، سرعت عمل و تاثيرگذاري باشد. مومني اصل به شکيل گروه هاي عملياتي براي مقابله با آتش سوزيهاي اشاره کرد و گفت: گروهها و تيمهاي عملياتي سربازان و کماندوهايي براي اجراي عمليات مهار آتش سوزي هستند بنابراين انتخاب آنها با رعايت شرايط فيزيکي و رواني بسيار موثر است، انگيزه، تعهد و اعتقاد که از ويژگيهاي سازمانهاي مردمي به شمار مي رود از مهمترين شرايط اين گروههاست. وي به لزوم ارائه آموزشهاي تخصصي خاموش کردن آتش سوزي در جنگلها و مراتع اشاره کرد و اظهار داشت: در عصر دانش و تکنولوژي براي انجام امور ساده نيز مهارت و تخصص مورد نياز است لذا براي مهار آتش در جنگل و مراتع که پر خطر و زيان آور است آموزشهاي ويژه از ضروريات است. هچنين تامين امکانات مالي، تدارکاتي، ماشين آلات و تکنولوژي نيز از ضروريات کاهش زيان هاي آتش سوزي در اين گونه اماکن به شمار مي رود. مشاور مدير کل منابع طبيعي و آبخيزداري خوزستان همچنين به لزوم ساماندهي رابطهاي مناطق روستايي اشاره کرد و افزود: گرچه آحاد مردم با احساس مسئوليت رابطين روستايي هستند اما براي کاناليزه کردن جريان اطلاع رساني در هر روستا يک نفر داوطلب و فعال و علاقه مند به عنوان رابط تعيين شود تا به طور مستمر با ستاد بحران در ارتباط و اطلاع رساني باشد. با اين وجود تمام اين راهکارها زماني موثر خواهد بود که بتوانيم از طمع انساني براي نابودي جنگلها براي رسيدن به منافع مادي جلوگيري کنيم چرا که برخي آتش سوزيها در جنگلها با هدف تصرف زمين، افزودن زمينها به زمينهاي کشاورزي، زمين خواري و از همه بدتر فراري دادن حيوانات وحشي و گونه هاي کمياب ساکن در عرصه هاي جنگلي است.















| Design By : Night Skin |


